تا لیله القدر

ghadr

*محدثه هاشمیان‌فر

روزی که خداوند انسان را از خاک بی مقدار آفرید از روح الهی خود در آن دمید، این روح با عظمت خداوند بود که به انسان خاکی قدر و منزلت داد؛ امّا شیطان این مقام را نشناخت و به آدم سجده نکرد، به همین دلیل از درگاه خداوند رانده شد و به پست‏ترین جایگاه‏ها سقوط کرد. این تنها شیطان نبود که به جایگاه آدم بی‏اعتنایی کرد بلکه بیشتر انسان‏های این کره‏ی خاکی با پیروی از شیطان و تجاوز از حدود الهی ارزش خود را پایین آورده و گاه به حدّی کمتر از چهار پایان می‏رسند.

شاید به همین دلیل باشد که خداوند در عزیزترین و مبارک‏ترین ماه سال قمری یعنی ماه رمضان شبی را به عنوان لیله‏القدر مشخص کرد تا مگر این انسان غافل به یاد منزلت خود بیفتد و در این شب خاص خود را به گونه‏ای تطهیر نموده و به معبود واقعی نزدیک نماید.

لیله‏القدر شبی ارزشمند است و هر که با این شب همراه شود دارای ارزش می‏شود. در این شب دست شیاطین بسته است و جهان از گزند آن‏ها مصون می‏ماند؛ عبادت رنگ و بویی دیگر می‏گیرد و تلاوت هر آیه از قرآن کریم ارزشی بالاتر از هزار ماه می‏یابد. بنده‏ی مخلص نیز با تقرّب به خدا جایگاهی غیر‏قابل تصوّر پیدا می‏کند.

اینک سخن من با توست، تو را می‏گویم ای دختر مسلمان و ای شیعه‏ی علوی، ای زیباترین تجلّی خلقت پروردگار!

اگر چشم از زرق و برق دنیا بسته‏ای و می‏خواهی به دریای بی‏کران رحمت الهی متّصل شوی، نباید این شب را از دست بدهی. باید پیش از حلول ماه مبارک رمضان زمینه‏سازی کنی و خود را برای دریافت برکات لیله‏القدر آماده سازی.

اوّلین گام این است که خود را از هر چه مانع رسیدن به کمالات این شب می‏شود پاک کنی. باید از حجاب‏هایی که برای خود ساخته‏ای بیرون شوی. باید از ظلم، خودخواهی، تکبّر، سودجویی و هر آن‏چه زشت و گناه است بگذری، به منبع فیض الهی متّصل شوی و خود را از قید و بندهای دنیایی برهانی.

آن‏گاه که ماه رمضان بر تو وارد شد با روزه‏داری، تلاوت قرآن و شب زنده‏داری و هر آن چه عبادت است و عبودیّت، خود را پرورش دهی و تمایلات ناپاک و اندیشه‏ها و وسوسه‏های شیطانی را که تاکنون مانع فرود فرشته‏های رحمت الهی بر قلب تو  شده بود از بین ببری. حال که پاک و مطهّر شدی و به لیله‏ القدر رسیدی به گوش باش! به گوش و هوش باش که بهترین و پاک‏ترین و عزیزترین و مقدّس‏ترین اوقات تو را صدا می‏زند. مواظب باش مبادا این ندای رحمانی را نشنوی و فردا حسرتش را بخوری.

افسوس! اگر من و تو از این شب بهره‏مند نشویم و دیگران به مقامات عالی برسند. حیف نیست در شبی که رحمت خداوند شامل حال مؤمنان خداجوی می‏گردد، من و تو در خواب غفلت باشیم؟ چه اندوهی بالاتر از این که در شب وصال عاشقان حقیقی و محبوب واقعی تو هنوز اسیر دنیا باشی و من در حسرت نداشته‏هایم… .

شتاب کن! نباید کوتاهی کنیم. معلوم نیست تا لیله القدری دیگر زنده باشیم و یا در زیر خروارها خاک آرمیده…

قرآن بر سر بگیر و در پناه این کتاب مقدس در پیشگاه پروردگارت حاضر شو. نام چهارده معصوم‏(علیهم‏السّلام) پاک را یک‏یک بر زبان‏آور و از ایشان مدد بگیر. حال بگو که پشیمانی… بگو که توبه می‏کنی… بگو که دل از مهر دنیای فانی بریده‏ای… بگو که دیگر نمی‏توانی سنگینی بار گناهان را به دوش بکشی… بگو برای تمامی لحظات عمری که بیهود از دست داده‏ای عذرخواهی…

بگو از این که به جای خیرخواهی دیگران به غیبت و تهمت و سخن‏چینی پرداختی شرمنده‏ای. سخن بگو از هر آن چه در دل داری و هر چه بر قلبت سنگینی می‏کند. امشب شب سخن گفتن توست با یگانه معبودت. توبه کن خالصانه و عاشقانه که این‏جا تنها اخلاص پاسخ‏گوی نیاز تو به درگاه یکتای بی‏نیاز است.

حال که پاک شدی، خداوند رحمان به فضل خویش سرچشمه‏ی حکمت را از درون تو جاری خواهد ساخت. این وعده‏ای است که او به بندگان مخلص خویش داده است. اکنون که به دعوت حق لبیک گفتی و صدای مرغان حق را از لابه‏لای تیرگی‏ها و پلیدی‏ها شنیدی بال بگشا… بال بگشا به سوی پروردگاری که برای تو آغوش مهرش را گشوده است و پس از این با اراده‏ی تو و خواست حق تعالی جهان پر خواهد شد از خوبی‏های تو و من… عمری با برکت و حیاتی طیبه با بهره‏گیری از قرآن و عترت طاهره.

 این لیله القدر هم گذشت ولی نه مانند شب‏های قدر دیگر عمرم… چقدر سبک شدم. احساس خیلی خوبی دارم. از این‏ که امشب را در کنار تو به صبح رساندم خوشحالم. امّا… هنوز یک غم بزرگ در دلم سنگینی می‏کند… چه می‏شد… چه می‏شد اگر این مطلع الفجر، همان فجر طلوع خورشید عدالت می‏بود: این صاحب یوم الفتح و ناشر رایه الهدی

* با نگاهی به کتاب؛ برکرانه قدر، سید هدایت الله طالقانی، چاپ سوم، چاپ‏خانه امیر، قم، ۱۴۱۹ ه ق،  نشر سابقون.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

captcha

پیمایش به بالا