سراج منیر(محبوب عرش، مظلوم تاریخ)

1_mahbobe-arsh

        

گزارشی ملکوتی/ استاد نسرین هژبری

 

سخن گفتن از شخصیت بی‌نظیر علی(علیه‏السّلام) که تاریخ شیعه با نام او جان می‏گیرد کار دشواری است؛ از آن دشوارتر نمایاندن ابعاد مختلف شخصیتی آن حضرت است که امری محال به نظر می‏رسد. با این حال تاریخ شیعه ثابت کرده‌است که بهترین راه برای معرّفی مولایمان علی(علیه‏السّلام) عبارت است از:

۱.مراجعه به آیات قرآنی که در شأن آن حضرت نازل شده است؛

۲.مراجعه به سخنان پیامبر اکرم(صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله) که هم‌چون نوری بر زوایای وجودی آن حضرت تابیده و در هر مرحله‏ای از زندگی پر‏بارش پرده از اسرار وجودی او برداشته است؛

۳.تأمل در سخنان آن حضرت؛

۴.گفتار مخالفان در باره‌ی سیره‏ی علمی و عملی ایشان.

در این مقاله در پی تحلیل شخصیت آن بزرگوار نیستیم که این کار از بندگان خطاکار بر‌نمی‏آید؛ بلکه تنها با نقل آیات و احادیث ناب شما را به نوشیدن آبی گوارا از سرچشمه‏ی قرآن و سنّت ناب محمدی(صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله) دعوت می‏کنیم.


آیات قرآن

خطیب بغدادی (ابوبکر‏احمد‏بن‏علی) از اسماعیل بن جعفر (راوی موثّق)، از ابن عباس نقل کرده است:

«در قرآن سیصد آیه درباره‌ی علی(علیه‏السّلام)  نازل شده است»(خطیب بغدادی، ص ۲۲۱).

هم‌چنین ابن‏حجر و شبلنجی از ابن عساکر از ابن‏‏عباس موضوع سیصد آیه را درباره‏ی علی(علیه‏السّلام)  نقل کرده‏اند. (ابن حجر ص ۷۶، شبلنجی ص ۷۳)

(از آن جا که در مقاله‏های سراج منیر مکرّر و مفصلّ این آیات را  بررسی کرده‏ایم به ذکر چند آیه قناعت می‏کنیم).


۱.«فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمات‏»؛ سپس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت کرد(بقره، ۳۷). مقصود از این کلمات محمد(صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) و علی، فاطمه، حسن و حسین(علیهم‏السّلام)است(ابن النجار از ابن‏عباس؛ کنز العمال، ص ۲۳۴؛ الدّر المنثوردر تفسیر این آیه؛ دیلمی به نقل از فضائل الخمسه، ۱۷۱/۱)

۲. « إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً» ؛ خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند وکاملاً شما را پاک سازد(احزاب، ۳۳). مقصود از اهل بیت، علی و فاطمه و حسن و حسین(علیهم‏ السّلام)  است (سیوطی، ۱۹۹/۵؛ فخر رازی، ۷۸۳/۶؛ حاکم در مستدرک ذهبی در تلخیص ۱۴۶/۳؛ احمد بن حنبل ۲۵۹/۳).

 

۳.«فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبینَ»؛ هرگاه بعد از علم و دانشی که ( در باره‌ی مسیح) به تو رسیده(باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آن‌ها بگو:«بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آن‌گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ‌گویان قرار دهیم(آل عمران، ۶۱).

پیامبر اکرم(صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله) نفس خود را بر امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب(علیه‏السّلام) تطبیق فرموده و ایشان را همراه خود به مباهله برده است. در این آیه نفس علی به منزله‏ی نفس پیامبر(صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) آمده است (صحیح مسلم، باب فضائل علی(ع)؛ صحیح ترمذی ۱۶۶و ۳۰۰/۲؛ سیوطی در تفسیر آیه‌ی مباهله؛ حاکم، ۱۵۰/۳؛ بیهقی، ۶۳/۷؛ زمخشری، تفسیر آیه‌ی مباهله؛ فخر رازی تفسیر آیه‌ی مباهله؛ ابن حجر، ص ۹۳؛ بیضاوی، ۷۰/۳).

 

۴.«إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُون»؛‏ سرپرست و ولیّ شما تنها خداست و پیامبر او و آن‌ها که ایمان آورده‌اند؛ همان‌ها که نماز را برپا‏می‌دارند و در حال رکوع، زکات می‌دهند(مائده /۵۵).

کسی که در حال رکوع زکات داد علی(علیه‏السّلام) بود. جمعی از پیشوایان تفسیر و نقل کنندگان آثار نبوی این آیه را درباره‌ی علی‌بن‌ابی‌طالب(علیه‏السّلام) می‏دانند. مانند (سیوطی در الدّرالمنثور (۲۹۳/۲)؛ فخر رازی در تفسیر کبیر (۱۳/۳)؛ ابن‏جریر در تفسیر (۱۶۵/۶) ؛ بیضاوی (۱۶۵/۲)).

درست است که بعضی از علمای اهل سنّت، در انطباق بعضی از آیات، یا در نتیجه‏ای که ما از آیات در نظر داریم، مناقشه کرده‏اند، ولی همه‌ی علمای تشیّع و گروه فراوانی از اهل سنّت در دلالت آیات مزبور به مقام والای علی(علیه‏السّلام) اتّفاق نظر دارند. در واقع اگر با تمسّک به آیات مزبور، شخصیت دیگری منفی تلقّی نمی‏شد، آن گروه مخالف هم به گروه موافق می‏پیوستند.

حسّان بن ثابت، شاعر صحابی، داستان زکات در رکوع را در اشعار خود چنین آورده است:


فَأَنْتَ‏ الَّذِی‏ أَعْطَیْتَ‏ إِذْ أَنْتَ‏ رَاکِعٌ‏

فَدَتْکَ نُفُوسُ الْقَوْمِ یَا خَیْرَ رَاکِعِ

 

بخاتمک المیمون یا خیرَ سیّد

و یا خیر شارٍ ثمّ یا خیرَ بایعٍ ‏

 

فَأَنْزَلَ فِیکَ اللَّهُ خَیْرَ وَلَایَهٍ

و بَیَّنَها فِی مُحْکَمَاتِ الشَّرَائِع‏

 

(خطیب ‏خوارزمی،ص ۱۷۸؛سبط‌ابن جوزی،ص۱۰)

 

سخنان رسول مکرّم اسلام(صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) در باره‌ی شخصیت علی(علیه‏السّلام) 

شاذان فضیلی به سند خود از علی(علیه‏السّلام)  نقل کرده‌است: «رسول خدا(صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) فرمودند: ای‌علی! درباره‏ی تو از پروردگارم پنج ویژگی خواستم که به من داد:

۱.از پروردگارم خواستم روز قیامت در حالی محشور شوم که تو با من باشی، پس به من عطا کرد.

۲.از او خواستم مرا نزد کفّه‏ی میزان نگه دارد در حالی که تو با من هستی، پس به من عطا کرد.

۳.از او خواستم تو را حامل پرچم من قرار دهد و آن پرچم بزرگ خداست که رستگار شدگان و نجات‏یافتگان بهشت با آن هستند، پس به من عطا کرد.

۴.از خدا خواستم که تو امّت مرا از حوض من سیراب کنی، پس به من عطا نمود.

۵.از خدا خواستم تو را رهبر امّت من به سوی بهشت قرار دهد، پس به من عطا کرد. پس حمد مخصوص خدایی است که با این ویژگی‏ها بر من منّت نهاد. (خطیب خوارزمی، ص ۲۹۳ ح ۲۸۰؛ متقی هندی، ۴۰۲/۶؛ حموئی جوینی،ص ۷۵،  ح ۱۰۶/۱)

۲-حافظ سمّان در «امالی» خود با سندش از رسول خدا(صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) نقل کرده است: «اگر بنده‏ای به اندازه‏ی عمر دنیا که هفت هزار سال است خدا را عبادت کند، سپس در حالی که بغض علی‏بن‏ابی‏طالب را دارد و حقّ او را انکار می‌کند و ولایت او را نپذیرفته است به سوی خداوند عزّ‌‌وجل بیاید، خدا خوبی او را نابود می‏کند و بینی او را می‌بُرد»(قرشی، ۱۰۷/۱).

۳-خوارزمی در کتاب «المناقب» از پیامبر(صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله) نقل کرده که به علی(علیه‏السّلام) فرمود: «ای علی! اگر بنده‏ای به اندازه‌ای که نوح در میان قوم خود بود خدای عزّ و جل را عبادت کند و مانند کوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق کند و عمرش طولانی شود تا این که هزار حجّ پیاده انجام دهد، سپس در بین صفا و مروه مظلوم کشته شود و تو را ای علی دوست نداشته باشد، بوی بهشت را استشمام نمی‏کند و داخل آن نمی‏شود».

۴-حافظ خطیب بغدادی در کتاب «تاریخ» خود از عمار بن یاسر نقل کرده است که رسول خدا(صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) فرمودند: دو فرشته‏ی نگهبان علی‏بن‏ابی‏طالب بر سایر فرشتگان نگهبان به خاطر این که با علی‏(علیه‏السّلام)  هستند افتخار می‏کنند و این بدان جهت است که آن دو فرشته عملی را به سوی خدای تعالی بالا نمی‏برند که او را خشمگین سازد» (خطیب بغدادی ، ۴۹/۱۴).

نقل این چهار حدیث هر خواننده‏ای را بر ابعاد شخصیتی مولایمان علی(علیه‏السّلام) بصیر می‏گرداند؛ ما نیازی به شرح این احادیث نمی‏بینیم که آفتاب آمد دلیل آفتاب .


شخصیت علی در کلام علی


۱.حق طلبی و تقوای امام(علیه‏السّلام) 

به خدا سوگند کلمه‌ای از حق را نپوشاندم، هیچ گاه دروغی نگفته‏ام، از روز نخست به مقام خلافت و چنین روزی خبر داده شدم. آگاه باشید! همانا گناهان چون مرکب‏های بد‏رفتارند که سواران خود(گناهکاران) را عنان رها شده در آتش دوزخ می‏اندازند. آگاه باشید! همانا تقوا، چونان مرکب‏های فرمانبرداری هستند که سواران خود را عنان بر دست وارد بهشت جاویدان می‏کنند.

حق و باطل همیشه در پیکارند، و برای هر کدام طرفدارانی است؛ اگر باطل پیروز شود، جای شگفتی نیست، از دیرباز چنین بوده و ا‏گر طرفداران حق اندک هستند، چه بسا روزی فراوان گردند و پیروز شوند، امّا کمتر اتفاق می‏افتد که آن چه از دست رفته باز گردد(نهج البلاغه، ترجمه مرحوم دشتی، خطبه‌ی ۱۶).


۲.شجاعت امام(علیه‏السّلام) 

آن‏گاه که همه از ترس سست شده، کنار کشیدند، من قیام کردم و آن‌گاه که همه خود را پنهان کردند من آشکارا به میدان آمدم و آن زمان که همه لب فرو بستند، من سخن گفتم و آن وقت که همه باز ایستادند، من با راهنمایی نور خدا به راه افتادم. در مقام حرف و شعار صدایم از همه آهسته‏تر بود و در مقام عمل برتر و پیشتاز بودم. زمام امور را به دست گرفتم و  جلوتر از همه پرواز کردم و پاداش سبقت در فضیلت‏ها را بردم، همانند کوهی که تند بادها آن را به حرکت در‌نمی‏آورد و طوفان‏ها آن را از جای برنمی‏کند. کسی نمی‏توانست عیبی در من بیابد و سخن‌چینی جای عیب‏جویی در من نمی‏یافت. خوارترین افراد نزد من عزیز  است تا حق او را بازگردانم و نیرومند در نظر من پست و ناتوان است تا حق را از او را باز ستانم(نهج البلاغه خطبه‏ی ۳۷).


۳.نیایش امام علیه‏السّلام در آستانه‏ی جنگ صفین

ای خدای آسمان برافراشته و فضای نگاه داشته که آن را زمینه‏ی پیدایش شب و روز و جریان گردش ماه و خورشید و مسیر آمد و شد ستارگان سیّار قرار داده‏ای و جایگاه گروهی از فرشتگانت ساخته‏ای که از عبادت تو خسته نمی‌گردند؛ ای پروردگار زمین که آن را جایگاه سکونت انسان‌ها و مکان رفت وآمد حشرات و چارپایان و پدیده‏های دیدنی و نادیدنی غیر قابل شمارش قرار داده‏ای و ای پروردگار کوه‏های بلند و پا‏بر‏جا، که آن را برای زمین چونان میخ‏های محکم، و برای مخلوقات تکیه‏گاهی مطمئن ساخته‏ای، اگر بر دشمن پیروزمان ساختی، ما را از تجاوز بر کنار دار و بر راه حق استوار فرما و چنان‌چه آن‏ها را بر ما پیروز گرداندی شهادت نصیب ما فرموده و از شرکت و فساد و فتنه ها‏مان نگه‏ دار‌

(نهج البلاغه، خطبه‌ی ۱۷۱).

 

گر چه قصد ما این بود که این خطبه ‏ها را بدون شرح گذاریم که هیچ کس جز معصوم(علیهم ‏السّلام)  یارای شرح کلام معصوم را ندارد امّا توجّه به این نکته لازم است که شما نظیر این سخنان را از فرزند بزرگوارش امام حسین(علیه ‏السّلام)  در روز عرفه، زمانی که خود را برای شهادت آماده می‌کند، می شنوید که به یکایک نعمت‏ های خدا اشاره می‌کند و از عمق جان سپاس وی را می‏‏ گوید گویی هم اکنون روز محشر است و او در محضر خدا قرار دارد و با کوچک شمردن خویش و اعتراف به بزرگی پروردگار آرام گرفتن در جوار حق را می‌طلبد وترسی از کشته شدن در راه خدا ندارد؛ أللّهم‏ اجعلنا من‏ المتمسّکین بولایه أمیر‏المؤمنین‏علیّ‏بن‏أبی طالب‏(علیه‏ السّلام). 


‏۴.ساده زیستی امام(علیه‏السّلام) 

آگاه باش! هر پیروی را امامی است که از او پیروی می‏کند و از نور دانشش روشنی می‏گیرد، آگاه باش! امام شما از دنیای خود به دو جامه‏ی فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است، بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید. امّا با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاک‌دامنی و راستی مرا یاری دهید. پس سوگند به خدا! من از دنیای شما طلا و نقره‏ای نیندوخته و از غنیمت‏های آن چیزی ذخیره نکرده‏ام و بر دو جامه‌ی کهنه‏ام جامه‏ای نیفزودم و از زمین دنیا حتّی یک وجب در اختیار نگرفتم و دنیای شما در چشم من از دانه‏ی تلخ درخت بلوط ناچیزتر است… .

ای دنیا! از من دور شو، مَهارت را بر پشت تو نهاده و از چنگال‏های تو رهایی یافتم و از دام‏های تو نجات یافته و از لغزشگاه‌هایت دوری گزیدم. کجایند بزرگانی که به بازیچه‏های خود فریبشان داده‏ای؟ کجایند امّت‏هایی که با زر و زیور آن‏ها را فریفتی؟ که اکنون در گورها گرفتارند و درون لحدها پنهان شده‏اند. ای دنیا! به خدا سوگند اگر شخصی دیدنی بودی و قالب حس کردنی داشتی، حدود خدا را بر تو جاری می‏کردم، به جهت بندگانی که آن‌ها را با آرزوهایت فریب دادی و ملّت‏هایی که آن‌ها را به هلاکت افکندی… .

 

گفتار مخالفان درباره‏ی با سیره‏ی علمی و عملی آن بزرگوار

۱.حافظ ابن سمّان در «الموافقه» از قیس بن حازم نقل کرده است: «روزی ابوبکر صدّیق و علی‏بن‏ابی‏طالب دیدار کردند پس ابوبکر به صورت علی تبسّم کرد. علی گفت: چه شده که تبسّم می‏کنی؟ گفت: از رسول خدا(صلی‏الله‏علیه‏و‏آله)  شنیدم که فرمود: هیچ کسی از صراط عبور نمی‏کند مگر کسی که علی برایش حق عبور بنویسد»(ابن حجر، ص ۱۲۶؛ ابوعرفانی‏محمد‏بن‏علی‏صیان، ص ۱۶۱؛ ابوجعفر احمد بن عبدالله طبری، ۲۴۴،۱۷۷/۲).

۲-انس می گوید:«رسول خدا(صلی‏الله‏علیه‏و‏آله)  فرمود: در شب معراج گذر می‏کردم که ناگاه فرشته‏ای را دیدم که بر منبری از نور نشسته و فرشتگان در اطراف او هستند. گفتم:«ای جبرئیل این فرشته کیست؟» گفت: «نزدیک شو و سلام کن». پس نزدیک او رفتم و بر او سلام کردم که ناگاه برادر و پسر عمویم علی‏بن‏ابی‏طالب را دیدم». گفتم: «ای جبرئیل! علی‏(علیه‏السّلام) پیش از من به آسمان چهارم آمده‌است؟» گفت: «ای محمد! خیر. ولکن فرشتگان از شدّت محبّت خود نسبت به علی شکایت کردند؛ از این رو خداوند متعال این فرشته را از نور به شکل علی آفریده است. پس فرشتگان در هر شب و روز جمعه هفتاد هزار بار او را زیارت کرده و خدا را تسبیح و تقدیس می‏کنند و ثواب آن را به دوست‏داران علی هدیه می‏کنند». حافظ کنجی این حدیث را نقل کرده و نوشته است این حدیث حسن و عالی است و ما آن را جز از همین طریق ننوشته‌ایم(حافظ کنجی، باب ۲۶ ص ۱۳۲).

۳-عایشه همسر پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله) شعرهای فراوانی از حفظ داشت و می‏گفت: از اشعار لبید، دوازده هزار شعر روایت می‏کنم. پیامبر(صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) از اومی‌خواست که شعر بخواند، از جمله اشعاری که خوانده است این شعر است:

اذا ما التبرُ حٌکّ محکّ

تبیّن غشّهُ من غیر شَکٍّ

و بان الذیف والذهب المصفّی       

علیٌّ بیننا شبه المحکّ

آن گاه که طلای ناخالص بر سنگ محک زده می‏شود، بدون هیچ شک و شبهه‏ای ناخالصی‌اش مشخص می‏شود و طلای تقلّبی از طلای ناب آشکار می‌شود، علی‏(علیه‏السّلام) در بین ما مانند محک است (سیوطی الکنز المدفون، ص ۸۴).

 

۴-خوارزمی درکتاب «مناقب» از جابر روایت می‌کند که: «حضورپیامبر(صلّی‏ الله ‏علیه و‏آله)  بودیم که علی‏ بن ‏ابی‏ طالب وارد شد. پیامبر(صلّی ‏الله ‏علیه‏ و‏آله)  فرمودند: برادرم آمد… او در میان شما نخستین کسی است که در ایمان همراه من شد، و وفادارترین شما به پیمان خداونداست، از همه‏ ی شما در انجام دستورات الهی استوار‏تر است و عادل‏ترین شما در رفتار با مردم است، در تقسیم درست و مساوی اموال از همه‏ ی شما داناتر است و در کمالات و فضایل از همه‏ ی شما نزد خداوند با عظمت‏ تر است». جابر می‏ گوید: در همین زمان بود که آیه‏ ی کریمه‏ ی « اِنَّ‌الَّذین آمَنوا وَ عَمِلُوالصّالحاتِ اُولئِکَ هُم خَیرُ‌البَریّه» در شأن علی‏(علیه‏ السّلام) نازل شد و از آن پس اصحاب پیامبر(صَلّی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله)  هر گاه علی‏(علیه ‏السّلام) در مجلسی داخل می‏شد می‏گفتند: «قَد جاءَ خَیرُ البَریَّه»؛ بهترین آفریده‏ ی خداوند آمد» (خطیب خوارزمی، ص ۱۱۱، ح ۱۲۰ و ص ۲۶۵ ح ۲۴۷).

خداوندا! تو گواهی که از نگارش این سطور قصدی جز بر ملا کردن چهره‏ی حق و حقیقت در زمانه‏ای که دین پیامبر گرامیت محمّد مصطفی(صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله) از هر سو مورد هجوم قرار گرفته است، نداریم. از شرح سخنان گران‌قدر پیامبر(صلی‏الله‏علیه‏و‏آله)  و وصیّ بر حقّش علی‏بن‏ابی‏طالب‏(علیه‏السّلام) حذر کردیم چرا که نوری روشن‏تر از این کلمات نیافتیم تا با تابیدن بر آن، مضمونشان را روشن سازد، پروردگارا! چهره‏ی کریمانه‏ی خود به ما رو کن، ما را بر نفس خویش یاری کن، آن گونه که صالحان را بر نفس‏هایشان یاری می‏رسانی، چنان کن که جز با عشق علی زنده نباشیم و جز با ولایتش از دنیا کوچ نکنیم.

 

· قرآن کریم

۱.ابن حجر، الصواعق المحره فی الرد اهل البدع و الزندقه، مصر: مکتب القاهره، ۱۳۸۵ ه.

۲.ابن جریر طبری، تفسیر طبری، بیروت: دارالکتب العلمیه، بی تا.

۳.ابوجعفر ، احمدبن عبدالله طبری، یاموض النضره، فی مناقب العشره‌المبشرین بالجنه، بیروت: دارالندو الجدیده، ۱۴۰۸‌ه.

۴.ابوعیسی ترمذی، سنن ترمذی، دارالفکر، بیروت: بی تا.

۵.احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۱۲ ه.

۶.بیضاوی، تفسیر البیضاوی، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۸ ه.

۷.بیهقی، سنن بیهقی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، بی تا.

۸.حافظ خطیب بغدادی، بیروت: تاریخ بغداد، دارالکتب العلمیه، بی تا.

۹.حافظ کنجی، کفایه الطالب فی مناقب علی بن ابی طالب، تهران: داراحیاء تراث اهل بیت، ۱۴۰۴ ه.

۱۰.حاکم نیشابوری المستدرک علی الصحیحین، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۱ ه .

۱۱.حموئی جوینی، فرائد المطین فی فضائل المرتضی والبتول والسبطین والائمه من ذریتهم (علیهم‌السّلام)، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت: موسسه المحمودی، ۱۳۹۸ ه.

۱۲.خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، چاپ بیروت، بی تا.

۱۳.خطیب خوارزمی، مناقب، قم: موسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۱ ه.

۱۴.ذهبی، در تلخیص چاپ شده در حاشیه المستدرک علی الصحیحین، بی جا، ۱۴۱۱ ه.

۱۵.زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التعنزیل، بیروت: دارالکتاب العربی، ۱۳۶۶ ه .

۱۶.سبط ابن جوزی، تذکر، تهران: اصرار مکتبه نینوی الحدیثه، بی تا.

۱۷.سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۳ ه .

۱۸.سیوطی، الکنز المدفون والفلک المشحون، بیروت: مؤسسه النعمان،  1412 ه.

۱۹.شبلنجی، نور الابصار، دارالجلیل، بیروت، ۱۴۰۹ ه.

۲۰.شیخ ابوعرفان محمد بن علی صبان اسعاف الرّاغبین فی سیره المصطفی و فضائل اهل بیته الطاهرین، چاپ شده درحاشیه‌ی کتاب نور الابصار شبلنجی، دارالکتب العلمیه و داراحیاء التراث العربی، بیروت: بی تا.

۲۱.طیرانی، المعجم الاوسط، ریاض: مکتبه المعارف، ۱۴۰۵ ه .

۲۲.فخر رازی، تفسیر کبیر، بیروت: داراحیاء التراث العربی، بی تا.

۲۳.قرشی، مسند شمس الاخبار المنتقی من کلام النبی المختار(ص)، بیروت: موسسه الاعلمی، ۱۴۰۷ ه.

۲۴.متقی هندی، کنز العمال، بیروت: موسسه الرساله ۱۴۰۹ ه.

۲۵.مسلم بن حجاج قشیری نیشابوری، صحیح مسلم، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ ه.

۲۶.نهج البلاغه، ترجمه ی مرحوم دشتی، قم: ۱۳۸۵.

۲۷.واحدی، اسباب النزول ، قم: انتشارات شریف رضی، ۱۳۶۸ ه.

۲۸.وشفری، فضائل الخمسه، چاپخانه‌ی حکمت، ۱۳۵۲ ه ق.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

captcha

پیمایش به بالا