فاطمه خدابخشی
مقدّمه
متأسّفانه امروزه از دید بسیاری از مردم، تکلیف واجب امر به معروف و نهی از منکر، خود تبدیل به یکی از منکرات در جامعه گردیده و دخالت در امور شخصی دیگران محسوب میشود(مصباح یزدی، ۱۳۹۱، ش۸۸-۸۹، ص۱۰). اصلیترین دلیل این مسأله عدم توجّه به شیوههای صحیح امر به معروف و نهی از منکر توسّط آمرین به معروف و ناهیان از منکر است. پیامبراکرم ص فرمودند: «مَنْ کانَ آمِرا بِمَعْرُوفٍ فَلْیَکُنْ أَمْرُهُ ذلِکَ بِمَعْرُوفٍ»؛ هرکس امر به معروف میکند باید شیوهاش نیز معروف باشد (پاینده، ۱۳۸۲، ص۷۳۹). ازاین رو توجّه به سیرهی بزرگان در امر به معروف و نهی از منکر برای احیای این واجب فراموش شده راهگشاست. در این نوشتار به بررسی شیوههای امربه معروف و نهی از منکر امّ سلمه، همسر گرامی پیامبر اکرم ص خواهیم پرداخت.
امّ سلمه (هند) دختر ابوامیّه بن مغیره در یکی از خاندانهای اصیل و بزرگ مکّه متولّد شد(جمعی از مولّفان پژوهشکده باقرالعلوم، ۱۳۸۷، ص۳۵۷) و پس از شهادت شوهرش ابوسلمه در جنگ احد، با پیامبر اکرم ص ازدواج کرد(همان، ص۳۶۳). مورّخین او را از هفده نفری میدانند که در صدر اسلام قادر به خواندن و نوشتن بوده است(همان، ص۳۹۵). شاید همین فضیلت سبب شد که او تمام تلاش خود را در ضبط احادیث نبوی به کاربندد و با وجود مخالفتهای خلفا، به نقل احادیث نبوی از جمله حدیث ثقلین روایتی دربارهی آیهی تطهیر و روایت «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» بپردازد (روحانی،۱۳۸۲، ص۱۸۰).
شیوههای امر به معروف و نهی از منکر امّ سلمه
۱. حکمت در سخن امّ سلمه
امر به معروف و نهی از منکر دعوت از بندگان خدا برای حرکت در مسیر الهی است.
«اُدْعُ إِلى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ»(نحل/۱۲۵)؛ با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشى که نیکوتر است استدلال و مناظره کن! پروردگارت از هر کسى بهتر مىداند چه کسى از راه او گمراه شده و او به هدایتیافتگان داناتر است.
براساس این آیهی شریفه دعوت به صراط مستقیم میتواند از طریق حکمت یا استدلال، پند و موعظهی نیکو و یا جدال احسن صورت گیرد. امّ سلمه که خانهی او محلّ نزول وحی بوده است (محلاتی، ۱۳۶۸، ج۲، ص۲۹۵)، با پیروی از این حکم الهی به امر به معروف و نهی از منکر پرداخته است:
۱. ۱. استفاده از دلایل عقلی
روزی عمر نزد امّ سلمه آمد و پرسید: ای امّ سلمه شما زنان پیغمبر با پیامبر خدا ص گفت وگو میکنید؟ امّ سلمه که از شخصیّت خشن و ناآرام عمر آگاه بود برای اینکه از دخالت های او در حریم خصوصی زندگی پیامبر ص و همسرانش جلوگیری کند با یک دلیل عقلی کوتاه او را ساکت نمود و گفت: شگفتا! تو را به دخالت در کار رسول خدا ص و همسران او چه کار است؟ سوگند به پروردگار ما با او صحبت میکنیم پس اگر او آن را پذیرفت خود از همه بدان شایستهتر است و اگر ما را نهی نمود باز هم نزد ما بیش از هرکسی اطاعتش واجبتر است (الحسون، ۱۴۱۱ق، ص۶۴۵).
همچنین این بانوی بزرگوار در جریان غصب فدک توسّط ابوبکر به حمایت از فاطمهی زهرا س پرداخت و در جواب حدیث ساختگی ابوبکر (نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ لَا نُوَرِّث) (کلینی، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۸۰۹)؛ ما گروه انبیا ارث به جا نمیگذاریم. چنین گفت: آیا سزاوار است با فاطمه س چنین رفتار شود در حالی که او انسیهی حوراء و نفس پیامبر ص است و در خانهی انبیا پرورش یافته است.آیا گمان میبرید پیامبرص او را از ارث محروم کرده است؟ به خدا سوگند پیامبر ص به او عشق میورزید. پیامبر ص و خداوند متعال شاهد اعمال شما هستند(طبری، ۱۴۱۳ ق، ص۱۲۴).
۱. ۲. دلایل نقلی
اگر سخنان آمر به معروف و ناهی از منکر مستند به آیات و روایات شود. آن گاه تأثیر کلام بیشتر خواهد شد. زمانی که عدّهای در مراسم حج به دیدار امّ سلمه آمدند خطاب به یکی از آنها گفت: آیا در محافل شما رسول خدا ص را دشنام می دهند؟ آن مرد پاسخ داد این امر از کجاست؟ امّ سلمه گفت: علی ع را دشنام میدهند. من از رسول خدا ص شنیدم که میگفت: «مَنْ سَبَّ عَلِیّاً فَقَدْ سَبَّنِی وَ مَنْ سَبَّنِی فَقَدْ سَبَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَل»؛ هرکه علی ع را دشنام گوید پس مرا دشنام گفته و هرکه مرا دشنام دهد پس خداوند متعال را دشنام داده است (شیخ صدوق، ۱۳۷۶ش، ص۹۷)
۲. موعظههای امّ سلمه
موعظه به معنای پند و اندرز است و منظور از موعظهی حسنه پند و اندرزی است که از هر گونه خشونت، برترى جویى، تحقیر طرف مقابل، تحریک حسّ لجاجت و… تهی است(مکارم شیرازی و همکاران، ۱۳۷۴، ص۴۵۶).
امّ سلمه همسرگرامی پیامبر ص به روشهای مختلفی به موعظهی حسنه پرداخته است.
۲. ۱. تشریح حکم الهی
روشن است که دلیل بسیاری از منکرات در جامعه ناآگاهی از دستورات الهی است. از این رو تشریح دقیق احکام اسلامی زمینه را برای اجرای این احکام توسّط افراد جامعه فراهم خواهد کرد.
زنی از انصار به نام حسره به دنبال اهلبیت ع میگشت تا حقّ آنها را ادا کند و با آنان تجدید عهد نماید. غاصبان خلافت به او گفتند که اهل بیت ع فقط در زمان پیامبر ص بر سایر مسلمانان حق داشتند و اکنون دیگر از جانب آنها حقّی بر ذمّه مسلمانها نیست. امّ سلمه پس از آگاهی از این واقعه حسره را راهنمایی کرد و به او گفت: «آگاه باش که این کلام حقیقت ندارد. حقوق اهل بیت ع تا ابد بر مسلمانها واجب است. پس بکوش تا در ادای حق آنها کوتاهی نکنی»(ر.ک: روحانی، ۱۳۸۲).
۲. ۲. استفاده از فنّ خطابه و سخنرانی
سخنرانی دینی یکی از روشهای پند واندرز مردم است که استفاده از آن علاوه بر مهارت به علم و دانش کافی نیز نیازمند است. امّ سلمه همسر گرامی پیامبر اکرم ص در برخی شرایط و موقعیتها و با بهرهگیری از جایگاه خود در جامعه به عنوان امّ المؤمنین به ایراد خطبههایی میپرداخت که هدف از آن شناساندن افراد خطاکار و منحرف به مردم بوده (قرائتی، ۱۳۸۸، ص۲۳۷).
در ماجرای غصب فدک توسّط ابوبکر، امّ سلمه پس از اینکه از این ماجرا آگاهی یافت ضمن خطابهای از فاطمهی زهرا س دفاع کرد (طبری، ۱۴۱۳، ص۱۲۴). در زمان معاویه نیز، امّ سلمه با موضع گیریهای شجاعانهی خویش کوشید ماهیت معاویه را برای عموم مسلمانان روشن سازد (دخیّل، ۱۳۶۳، ص۴۷).
۲. ۳. استفاده از شعر
در گذشته استفاده از زبان شعر یکی از شیوه های متداول انتقال ارزشها و معارف اسلامی بوده است. از این رو امیرالمؤمنین علی ع از فرزندان خود خواست اشعار پدرش ابوطالب را حفظ کنند زیرا حامل دانش بسیار است(حرعاملی، ۱۴۰۹ق، ج۱۷، ص۳۳۱) همچنین امّ سلمه با استفاده از این روش زبان به نصیحت عایشه گشود و او را از شرکت در جنگ جمل بازداشت.
نصحت و لکن لیس للنصح قابل
و لو قبلت ما عنفتها العواذل
کأنّی بها قد ردت الحرب رحلها
و لیس لها إلا الترجل راحل* (ابن جوزی، ۱۴۱۸ ق، ص۶۷)
۳. جدال احسن
جدل به معنای مناظره وگفت وگو است (ناصر مکارم شیرازی و همکاران، ۱۳۷۴، ص۴۵۶). به گونهای که شخص میکوشد با استفاده از عقاید مسلّم طرف مقابل را متوجّه طریق الهی کند (نصرت امین، ۱۳۶۱، ج۷، ص۲۶۰).
عایشه هنگامی که میخواست امّ سلمه را در جنگ جمل با خود همراه سازد، به خانهی او رفت و خطاب به او گفت: «ای دختر ابی امیّه تو بهترین زوجات رسول خدا ص و بزرگتر ایشانی و اوّل زن از زوجات رسول خدایی که به مدینه هجرت کرد. هرگاه هدیه میآوردند از خانهی تو به حجرهی همسران رسول خدا ص میفرستادند و بیشتر اوقات جبرئیل امین در منزل تو نازل میشد». امّ سلمه گفت: «غرض تو از این سخنان چیست؟» عایشه گفت: «عبدالله بن زبیر به من خبر داده که عثمان را توبه دادند و بعد از اینکه توبه کرده او را در ماه حرام در حالیکه روزه بوده به قتل رساندهاند. من دوست دارم تو با ما هم داستان شوی شاید خداوند به دست ما امر امّت را اصلاح کند». امّ سلمه خطاب به او گفت: «ای عایشه با این مکر و حیله میخواهی مرا فریب دهی؟ دیروز مردم را به کشتن عثمان تشویق میکردی و امروز برای او سنگ به سینه میزنی! میخواهی با نفس رسول و زوج بتول محاربه کنی با اینکه از منزلت علی ع در نزد خدا و رسول ص کاملاً آگاهی داری؟» او پس از آن، فضایل امیرالمؤمنین را به یاد عایشه آورد. امّا سخنان امّ سلمه هیچ تأثیری بر تصمیم عایشه نگذاشت و عایشه از خانهی او با خشم و غیظ خارج شد. امّ سلمه برای اتمام حجّت دوباره چادر بر سر کرد و به منزل عایشه رفت و با استفاده از آیاتی از قرآن کریم با او به گفت وگو پرداخت. امّ سلمه خطاب به او گفت: «قرآن تکلیف تو را معیّن کرده: «وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّه…» (احزاب/۳۳) پس کتاب خدا را پشت پا نینداز و در خانهی خود ساکن باش و آیهی شریفهی «… یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِن…» (احزاب/۵۹) را نادیده مگیر. در خانه بنشین و پرده برروی خود آویز و خود را مستوره دار و صحراگردی و لشگر کشی را به مردان واگذار(محلاتی، ۱۳۶۸، صص۲۹۵-۲۹۹).
جمع بندی
بررسی شیوههای امر به معروف و نهی از منکر امّ سلمه نشان میدهد که این بانوی بافضیلت با توجّه به شرایط گاهی از دلایل عقلی و نقلی استفاده کرده و گاهی به پند و اندرز بسنده کرده است. گاهی نیز مجبور شده به جدال و مناظره بپردازد تا طرف مقابل را به جادهی حق بازگرداند. البته اصل در امر به معروف و نهی از منکر تأثیر گذاری است (قرائتی، ۱۳۸۸، ص۴۳) و انتخاب هر یک از این شیوهها برعهدهی خود شخص است و او میتواند با توجّه به مقتضیات زمان و مکان و شخصیت طرف مقابل مؤثّرترین شیوه را برگزیند. انتخاب قالب و سبک برای هریک از این شیوهها نیز به خود شخص واگذار شده و او میتواند به شیوهی مستقیم و غیرمستقیم به ارائهی دلایل عقلی و نقلی پرداخته یا شخص را پند دهد و یا به گفت وگو با او بپردازد.
*. پند دادم ولیکن پذیرندهای برای نصیحت نیست و اگر او نصیحت میپذیرفت زنان سرزنش کننده او را به سختی ملامت نمیکردند.
گویی او را می بینم که جنگ مرکب او را برگردانیده است و برای او جز پیاده شدن، مرکب و شتری نیست (دخیّل، ۱۳۶۳، ص۵۹).
منابع
*قرآن کریم
- ابن جوزی، سبط، تذکره الخواص من الامه فی ذکر خصائص الائمه، قم، منشورات الشریف الرضی، ۱۴۱۸.
- الحسون، محمّد، امّ علی مشکور، اعلام النساء المؤمنات، بیجا،۱۴۱۱.
- امین، نصرت، تفسیرمخزن العرفان، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۱.
- پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، تهران، دانیای دانش، چاپ چهارم، ۱۳۸۲.
- جمعی از مولّفان، پژوهشکده باقرالعلوم، بانوان نمونه، قم، نورالسجاد، ۱۳۸۷.
- حر عاملی، محمّد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۹.
- دخیّل، علی محمّدعلی، زنان بزرگ اسلام۳(امّ سلمه)، ترجمهی فیروز حریر چی، تهران، امیرکبیر، چاپ سوّم، ۱۳۶۳.
- روحانی، طاهره، زنان دین گستر در تاریخ اسلام، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۲.
- صدوق، محمد بن علی ابن بابویه (شیخ صدوق)، الامالی، تهران، کتابچی، چاپ ششم ، ۱۳۷۶.
- طبری، محمّد بن جریر، دلائل الامامه، قم، بعثت، ۱۴۱۳.
- قرائتی، محسن، امربه معروف و نهی ازمنکر، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ بیستم، ۱۳۸۸.
- کلینی رازی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمهی محمّد باقر کمرهای، قم، بینا، چاپ سوم، ۱۳۷۵.
- محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریعه، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۸.
- مصباح یزدی، محمّد تقی، چالشها در بحث امر به معروف و نهی از منکر، شاهد یاران، ش۸۸-۸۹، ۱۳۹۱.
- مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴.





