سیده زینب موسوی اصل
در دنیای امروز یکی از تأثیرگذارترین ابزارهای ارتباطی، تصویر متحرک یعنی سینماست که طرفداران بیشماری دارد. در این میان یکی از آثاری که امروز در جهان شهرت زیادی دارد سریال “غنچههای سرخ” ساختِ کشور ترکیه است که با هدف اسلامهراسی ساخته شده. این سریال دربارهی یک فرقهی انحرافی است که با نام اسلام فعالیتهایی را انجام میدهد؛ فعالیتهایی که نشانگر خشونت، زور و اجبار، کودکهمسری و غیره است. در مقابل این فرقه افرادی هستند که دین و مذهبی ندارند اما بسیار درستکارند. به این ترتیب این دادهها موجب میشود مردم، اسلام را با چهرهای خشونتآور بشناسند و از آن دوری کنند.
تاکنون مقاله یا کتابی دربارهی این سریال نوشته نشده اما آثار عمومی دربارهی چنین فیلمهایی وجود دارد؛ همچون کتاب «اسلامهراسی در سینمای هالیوود». اما در مقالهی حاضر سعی شده به تحلیل این سریال و تأثیر آن بر اسلامهراسی پرداخته شود.
● مفهوم شناسی
اسلامهراسی
رهبر انقلاب در کالبدشکافی پدیدهی اسلامهراسی آن را «ترجمهی هراس و سراسیمگی قدرتها در مقابل اسلام» معرفی کرده و قدرت یافتن روزافزون انقلاب اسلامی و نظام اسلامی برآمدهی از آن را علت اساسی شکلگیری و دامن زدن به این مسئله معرفی میکنند (بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۲۱/۱۲/۱۳۹۳).
● اسلامهراسی
○ تاریخچه
جریان اسلامستیزی در کشور امریکا به ویژه در سینمای این کشور از زمان فیلمهای صامت وجود داشته و تا امروز در سینمای این کشور و کشورهای دیگرادامه دارد.
اولین فیلم اسلامستیز را توماس ادیسون در سال ۱۸۹۷ با عنوان «فاطیما میرقصد» ساخت. در این فیلم زن رقاصهی مسلمانی، تمام تلاش خود را به کار بسته تا مردان را فریب دهد (گنجیانی و علی پور، ۱۳۹۶، شماره ص ۳۸).
○ مراحل اسلامهراسی
در طول تاریخ بین روند گسترش اسلام و اقدامات اسلامستیزانه و اسلامهراسانه ارتباط مستقیم وجود داشته است. به این معنی که هرگاه روند گسترش اسلام به ویژه در غرب شدت گرفت، در واکنش به آن، تلاشها برای مخدوشکردن چهرهی اسلام و مسلمانان نیز شدت یافت. در واقع فضاسازی منفی که بعضی رسانههای غربی به وسیلهی آن چهرهی اسلام و مسلمانان را مخدوش کردهاند پدیدهای نو به شمار نمیرود بلکه ریشههایی تاریخی در قرنها پیش دارد و بنیانهای فکری این پدیده از ابتدای رسالت پیامبر اسلام تا دوران جنگهای صلیبی، هجوم استعمار و ظهور پدیدۀ شرقشناسی دیده میشود. به تعبیر دیگر قدمت اسلامهراسی به چگونگی شکل گرفتن اسلام و جوامع مسلماننشین ارتباط دارد ولی شدت یافتن آن را در سالهای اخیر میتوان در چندین مرحله مشاهده کرد که به اجمال عبارتند از:
□مرحلهی اول
انقلاب اسلامی ایران که به نوعی به بیداری اسلامی در سطح جهان دامن زد و توانست در سطح تعاملات بینالمللی ایفای نقش کند و موجبات عزت و استقلال مسلمانان را نیز فراهم آورد یکی از دلایلی بود که کینهی درونی دشمنان اسلام را آشکار کرد و از عوامل اسلامهراسی شد. بنابراین چرایی عملیاتیشدن اسلامهراسی و اسلامستیزی نیز به موضوعاتی چون پیروزی انقلاب اسلامی، طرح مسئلهی صدور انقلاب که همزمان شد با از سرگیری جریانهای تندرو و بنیادگرای اسلامی در جهان اسلام مرتبط است. انقلاب اسلامی در سالهای نخست پیروزی، باعث خودآگاهی دینی مسلمانان و بازیابی هویت اسلامی آنان شد. این مهم نیز گفتمان بیداری اسلامی را به منصهی ظهور رسانید و گفتمان بیداری اسلامی تدریجاً به گفتمان مسلط جهان اسلام تبدیل گردید. طبیعی است که با بیداری اسلامی و بازیابی هویت اسلامی مسلمانان، منافع غرب که در گرو غفلت و جهالت مسلمانان بود به خطر افتاد. این مسئله اولین نقطهی عطف اسلامهراسی به شکل آشکار در رسانهها بود.
□مرحلهی دوم
این مرحله از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۸۹ آغاز میشود. با فروپاشی بلوک شرق و شوروی سابق مطابق دیدگاههای محافظهکارانهی تعدادی از تئوریسنهای لیبرال، مبنی بر وجود یک دشمن واقعی یا فرضی به عنوان یکی از راهبردهای سیاست خارجهی ایالات متحده، طرح اسلامهراسی مورد اهتمام و توجه بازیگردانان سلطهگر قرار گرفت در همین راستا مراکز تصمیمساز ایالات متحده کوشیدند برای پرکردن خــلأ بیگانههراسی و محاصرهاندیشی، خطر اسلام را جایگزین خطر کمونیسم کنند.
جان گالیون، فرمانده نیروهای ناتو گفت: «ما جنگ سرد را از روسیه کمونیست بردیم؛ حال میتوانیم پس از یک کجروی هفتاد ساله به نبرد واقعی خود که قدمتی ۱۴۰۰ ساله دارد و همانا رویارویی با اسلام است بازگردیم».
از این رو در فاز جدید، راهبرد اسلامهراسی را از مجاری صرف تبلیغاتی خارج کرده و به آن زیرساخت به اصطلاح علمی و فرهنگی دادند. در این رابطه و در سال ۱۹۹۳ تئوری برخورد تمدنها از سوی ساموئل هانتینگتون مطرح شد. هانتینگتون در نظریهی خود که به جهان پس از فروپاشی بلوک شرق نظر دارد، سخن از شکلگیری تمدنها میکند و از این پس روابط و منازعات بینالملل را در عرصهی فرهنگی و تمدنی میداند. وی از میان تمدنهای موجود خطرناکترین تمدن در مواجهه با غرب را تمدن اسلامی میداند و معتقد است جهان غرب باید به گونهای اینتمدن را مهار کند.
□مرحلهی سوم
سومین موج اسلامهراسی پس از حادثهی ۱۱ سپتامبر و انفجارهای نیویورک و واشنگتن، عملیاتی شد. بعد از این واقعه بود که جورج بوش اعلام کرد جنگهای صلیبی مجدداً شروع شده و یا کشورها را از این پس به دو گروه دوست ایالات متحده و دشمن ایالات متحده تقسیمبندی میکند و بعضی کشورهای اسلامی مانند ایران و سوریه را کشورهای حامی تروریست و نقضکنندهی منافع دنیای آزاد و جهان غرب تلقی میکند. در ادامهی این روند فوکویاما یک ماه پس از حادثهی ۱۱ سپتامبر در مصاحبهای با روزنامه «گاردین» تأکید کرد اسلام تنها نظام فرهنگی است که مدرنیتهی غربی را تهدید میکند. او تصریح کرد آمریکا میتواند برای شکستن مقاومت کشورهای اسلامی در برابر مدرنیته از توان نظامیاش استفاده کند. در همین باره ویلیام کوهن، وزیر دفاع اسبق آمریکا و از استراتژیستهای برجستهی این کشور اعلام داشت جنگ آمریکا و متحدانش با اسلام جنگ چهارم جهانی است. وی جنگ جهانی سوم را دوران جنگ سرد و به مدت ۴۵ سال میداند و جنگ جهانی چهارم را هم نبرد بین تمدن غرب و اسلام معرفی میکند (گنجیانی و علی پور، ۱۳۹۶، ص۲).
● جایگاه تصویر و سینما
تصویر، جایگاه ویژهای در دستگاه فکری و روانی انسان دارد. در واقع اگر ما پنج حس خود را پنج دروازهی ورودی روحمان بدانیم برای ارتباط با پدیدههای پیرامونی در هر شبانهروز ۷۹ درصد اطلاعاتمان را از طریق دیداری یعنی از طریق تصویر به دست میآوریم و این همان نقطهی اثر سینماست (مجله موعود، بهمن و اسفند ۱۳۸۴، شماره ۶۱).
امروزه تصویر متحرک یعنی سینما از تأثیرگذارترین ابزارهای ارتباطی در دنیای مدرن است. نیل پست من، پروفسور آمریکایی که نظریاتش جایگاه ویژهای در تفکر و فرهنگ ارتباطی غرب دارد در کتاب «زندگی در عیش، مردن در خوشی» مینویسد: «جهان امروز جهان تصویر است. تلویزیون به منزلهی یک رسانهی دیداری و شنیداری زندگی انسانها را تسخیر کرده است».
وی سه دوره را برای انتقال معلومات ذکر میکند: دورهی اول: دوره انتقال معلومات به وسیله زبان بود؛ یعنی یکی صحبت میکرد دیگری حفظ میکرد. دورهی دوم دورهی مکتوب بود و کتاب، حافظ و حامل معنا برای نسل بعدی شد. وی سومین دوره را دورهی تصویر میداند که تصویر سینمایی و تلویزیونی جای دو موج پیشین نشسته است. او این دوره را مربوط به عصر جدید میداند. به تعبیر وی یک ثانیه تصویر به اندازهی هزار حرف تأثیرگذار است؛ یعنی میزان تأثیرگذاری یک ثانیه برابر با چهار برگه است (مجله موعود، بهمن و اسفند ۱۳۸۴، شماره ۶۱).
حال که از اهمیت تصویر و سینما گفتیم متوجه میشویم که اصلیترین ابزار دشمن علیه مسلمانان، سینماست. آنان به همین وسیله در فیلم های اسلامستیزانه، تعابیری همچون عقبماندگی و تحجر، تعصب و خشونت، شرارت و جنگ طلبی، جنون و تندروی، تروریسم و سرکوب زنان را به کار میبرند. در واقع ساختار معرفی «خود» که همان غرب است، در انگارهسازیهای هدفمندی مانند توسعه و نوگرایی، تساهل و بردباری، صلحطلبی و عقلانیت و مسئولیتشناسی، قربانی تروریسم، آزادی و زنان در پیشروی بیننده قرار میگیرد. این تفکر غیرمنصفانه از طریق رسانهها به فضاهای عمومی جامعه پمپاژ میشود (ریاحی، ۱۳۹۸، ص۱۰۲).
در همین راستا یکی از فیلمهایی که با مبنای اسلامهراسی ساخته شده سریال ترکی “غنچههای سرخ” است که در این مقاله سعی داریم به نقد آن بپردازیم.
●نمایی از فیلم “غنچههای سرخ“
سریال “غنچههای سرخ” یکی از سریالهای پرطرفدار کشور ترکیه است که پخش خود را از اواخر سال ۲۰۲۳ شروع کرد. این سریال به کارگردانی امور اتای واوزگو سویملی ساخته شده و داستان مردی به نام لونت است؛ یک سکولار که مدافع تغییرات مدرنی است که آتاتورک در ترکیه ایجاد کرده و نیز زنی به نام مریم که در فرقهای که با نام اسلام فعالیت میکند با مردی زندگی میکند که به شدت او را آزار میدهد؛ افراد این فرقه خود را فانی مینامند و به شدت در عبادات خود افراطی عمل میکنند. آنان سعی دارند در ترکیه فرقهی خود را گسترش دهند. به همین دلیل تبلیغاتی به نفع خود انجام میدهند. در مقابل افراد سکولار با این فرقه به شدت مخالفند. قابل ذکر است که بگوییم افراد دیگری هم به عنوان فرقههای دیگر در این سریال وجود دارند که با یکدیگر سر جنگ دارند و مخالف یکدیگرند.
به هر حال آن چه بیشترین تأثیر را در بدبین کردن افراد، نسبت به مسلمانان و اسلام دارد، اعتقادات آنها نسبت به زنان است. به عنوان مثال زنها اجازهی کار کردن و تحصیل ندارند و اگر کسی از این امر تخلف کند به شدت مجازات خواهد شد. این چنین احکامی که به نام اسلام مطرح میشود موجب شده افراد، اسلام را دینی ظالم بدانند.
●تحلیل شخصیتهای مسلمان در فیلم
در هر فیلم و سریالی شخصیتهایی وجود دارد که مخاطبین را به خود جذب میکند.
این سریال هم با شخصیتهای ساخته خود توانسته مخاطبین زیادی را به خود جذب کند.
در این جا به تحلیل برخی از مهمترین شخصیتها میپردازیم:
جنید گونش: او شخصیت اصلی این سریال است؛ نمادی از یک مسلمان روشن فکر. نکتهی قابل تأمل دربارهی این شخصیت، ضعفی است که در او دیده میشود. گذشتهاش که گاهی موجب آسیب زدن به مسلمانیاش میشود، باعث شده مردم تصور نادرستی از یک مسلمان داشته باشند.
سعدی: او فقیه درگاه میباشد و نکتهی جالب آن که هر چند فقیه است سعی دارد با کارهای نادرست به نگهداری درگاه کمک کند. سعدی شخصیتی مقامپرست دارد.
میسر خانم: او مقام بالایی در درگاه دارد و شخصیتی مغرور و عصبانی است. قرار دادن چنین شخصیتی به عنوان نمونهی زن مسلمان قطعاً هدفدار است.
مریم: شخصی که جسورترین زن این سریال شناخته میشود با این تفاوت با زنهای درگاه که او قوانین آنجا را زیر پا گذاشته است. باید دقت داشت در واقع آنها پیامشان این است که برای آزادی بیان و عمل باید از چارچوب اسلام خارج شد.
این چند تن نمادهای شخصیت مسلمان در این سریال هستند.
در ادامه چگونگی تأثیر یک فیلم بر نگرش و افکار مردم را بررسی میکنیم.
● چگونگی تأثیر یک فیلم بر نگرش و افکار مردم
بیشک سینما میتواند نظرات و دیدگاهها را تغییر داده و حتی خطوط فکری مردم را تحت تأثیر قرار دهد. برخی کارشناسان معتقدند این ویژگی میتواند ابزاری برای رسیدن به اهداف خاص باشد(پایگاه خبرگزاری دانشجو، ۹/۱۱/۱۴۰۲، https://snn.ir).
در واقع فیلمها فرهنگها را کشف میکنند و کارگردانان به این وسیله میتوانند پیامهای ناخودآگاه خود را در ذهن مخاطبان بکارند؛ پیامهایی که از تغییر رفتار آنها پس از تماشای فیلم، قابل شناسایی است.
این سریالها با شخصیتها و اتفاقات مختلف، ذهن مخاطب را مشغول کرده و با موضوعاتی همچون ظلم به زنان، مقام دوستی و ضعف افراد در دین اسلام بر افکار او تأثیر میگذارند.
● راه مقابله با اسلامهراسی چیست؟
آیت الله خامنهای(حفظه الله) میفرمایند: «در نظام جمهوری اسلامی، وظیفهی ما این است که هر کسی با توانایی خود تلاش کند تا اسلام ناب را معرفی کند» (بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۲۱/۱۲/۱۳۹۳).
حضرت آقا معتقدند اگر به مردم تلنگری زده شود، آنها متوجه میشوند که چرا اسلام در رسانههای صهیونیستی و وابسته به قدرتها مورد حمله است که این خود زمینهساز پرسشی است که میتواند تهدید را به فرصت تبدیل کند (همان).
بیتردید برای اثبات حقانیت اسلام، دو استدلال مطرح است: نظری و عملی. استدلال نظری بر مطالعهی قرآن و زندگی پیامبر تأکید دارد که نشان میدهد اسلام با تصاویری که رسانهها ارائه میدهند تفاوت دارد. استدلال عملی نیز به این اشاره دارد که اگر اسلام بر اساس فرهنگ خشونتآمیز بود، نمیتوانست بزرگترین تمدن علمی و فکری را بسازد (سید علی خامنهای، ۱۳۹۴، ص۸۷).
●نتیجهگیری
در این سریال شاهد فرقههای مختلفی هستیم که هر یک خود را مسلمان میدانند ولی به یکدیگر آسیب میزنند. آیا اسلام واقعاً راههای مختلف دارد؟ طبق آیهی ۹ سورهی حدید راه حق یکی است و هیچ تعددی در آن وجود ندارد، بر خلاف راه باطل که متعدد است (رک. المیزان، ۲۴۶/۵)؛ فرقههایی که در سریال نشان داده میشوند، راههای انحرافی را دنبال میکنند، حتی اگر در ظاهر کارهای درستی انجام دهند. در نهایت باید گفت اسلام واقعی را تنها باید از منابع صحیح و معتبر شناخت، نه با دیدن فیلمهایی که تصویر غلطی از آن ارائه میدهند.
بنابراین اسلام واقعی همان شهادت “لا اله الا الله” و “محمد رسول الله” است. پس برای فهم معارف دینی و استنباط احکام، باید از قرآن و سنت پیامبر پیروی کنیم و راههای نادرست را کنار بگذاریم. راه صحیح همان راه اهل بیت پیامبر ، بهویژه امیرالمؤمنین علی است که در حدیث ثقلین و سایر روایات آمده است. پیامبر فرمودند که اهلبیت مانند کشتی نوح هستند و پیروی از آنها باعث نجات است و ترک آنها به هلاکت میانجامد. این روایات حتی توسط اهلسنت نقل شده است. با این حساب ما پیروی از مکتب اهلبیت را اسلام واقعی و کامل میدانیم (امین، ج ۲، ص ۲۳۵ -۲۱۹).
منابع
- قرآن کریم
- امین، سید حسن، دایره المعارف اسلامیه شیعه(۲۶جلد)، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۳۶۶.
- بیانات حضرت آقا در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۲۱/۱۲/۱۳۹۳.
- خامنهای، سیدعلی، شرح نامه، تهران، نسیم انقلاب، ۱۳۹۴.
- ریاحی، محمد رضا، مهندسی افکار، قم، دین و رسانه، ۱۳۹۸.
- طباطبائی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن(۲۰جلد)، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۳۹.
- گنجیانی، سید مهدی، علی پور، محمود، اسلامهراسی در سینمای هالیوود، تهران، بوستان کتاب، ۱۳۹۶.
- مجله موعود، بهمن و اسفند ۱۳۸۴، شماره ۶۱.
- https://snn.ir
- https://fa.wikishia.net





