تربیت کودک یکی از چالشبرانگیزترین و در عین حال زیباترین مأموریتهای زندگی والدین است. علوم روانشناسی، راهکارهای ارزشمندی را ارائه میدهند، اما هنگامی که این دانش با تعالیم اسلامی تلفیق شود، مسیر تربیت به سمتی هدایت میشود که نه تنها سلامت روان، بلکه شکوفایی روح کودک را نیز در بر میگیرد. روانشناسی کودک با رویکرد اسلامی، به ما میآموزد که چگونه فرزندانی را پرورش دهیم که در عین برخورداری از اعتمادبهنفس و مهارتهای اجتماعی قوی، دارای هویتی اسلامی باشند. این مقاله قصد دارد تا با نگاهی به این رویکرد جامع، راهکارهای عملی برای والدین، به ویژه مادران به عنوان اولین و مهمترین معلمان کودک، ارائه دهد.
فهرست مطالب
Toggleروانشناسی کودک در اسلام: موجودی با فطرتی پاک
از منظر اسلامی، کودک نه به عنوان لوح سفید، بلکه به عنوان موجودی متولد میشود که بر “فطرت الهی” برنامهریزی شده است. خداوند در قرآن میفرماید: «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا ۚ لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ۚ» (روم: ۳۰)؛ پس روی خود را به سوی این دین کن، در حالی که گرایش به آیین توحید داری این سرشتی است که خداوند انسانها را بر آن سرشته است. آفرینش خداوند تغییرناپذیر است.
مراحل رشد کودک از دیدگاه روانشناسی اسلامی
در روانشناسی کودک از منظر اسلام، رشد کودک تنها به بعد جسمانی و شناختی محدود نمیشود، بلکه ابعاد روحانی، اخلاقی و فطری را در برمیگیرد. این نگاه، مبتنی بر آیات قرآن و روایات معصومین علیهم السلام است و برای هر مرحله، راهکارهای تربیتی خاصی را ارائه میدهد.
بر اساس یک دستهبندی مشهور و جامع که از سخنان امام علی علیه السلام و دیگر ائمه علیهم السلام استنباط شده است، مراحل رشد کودک به سه، هفت سال اصلی تقسیم میشود:
هفت سال اول: مرحلهی “امیری و بازی” (از تولد تا ۷ سالگی)
شعار این مرحله: “کودک در این دوره، سرور و امیر است.” این سخن امام علی علیه السلام پایه و اساس تربیت در این دوره است. کودک در این مرحله، موجودی است که:
- فطرتی پاک دارد و به طور طبیعی به سوی خوبیها و یکتاپرستی گرایش دارد (روم: ۳۰).
- محور اصلی زندگی او بازی است. بازی، زبان اصلی کودک برای کشف جهان، یادگیری مهارتهای حرکتی، اجتماعی و حل مسئله است.
- نیاز به محبت بیقید و شرط دارد. در آغوشگرفتن، بوسیدن و محبت کلامی، اساس احساس امنیت او را در آینده میریزد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در برخورد با کودکان، الگوی کامل این محبت بودند.
وظیفه والدین در این مرحله:
- ایجاد محیطی امن و سرشار از محبت: کودک باید احساس کند بیقید و شرط دوست داشته میشود.
- آزادی در بازی و کشف: از بازیهای خلاقانه و غیرساختاریافته حمایت کنید. اجازه دهید دنیا را لمس کند.
- پرهیز از امر و نهی و قوانین سختگیرانه: در این سن، کودک درکی انتزاعی از “چرا”ها ندارد. به جای دستوردادن، با محبت جهتدهی کنید.
- الگوسازی غیرمستقیم: کودک مانند یک دوربین، تمام رفتارهای شما را ضبط میکند. راستگویی، محبت به دیگران و انجام مناسک دینی با نشاط، بهترین آموزش برای اوست.
هفت سال دوم: مرحلهی “بندگی و انضباطپذیری” (۷ تا ۱۴ سالگی)
شعار این مرحله: “در هفت سال دوم، بنده و مطیع است.”
در این مرحله، کودک از “دوران حسی” خارج شده و وارد “دوران عملیات عینی” میشود. از نظر روانشناسی، او اکنون آمادهی درک قوانین، رابطهی علت و معلول و انجام تکالیف است. از نظر اسلامی، این دوره، دوران “تعبّد” و آموزش تکالیف الهی است.
وظیفهی والدین در این مرحله برای روانشناسی کودک:
- آموزش تدریجی واجبات دینی: آموزش نماز، روزه (به اندازه توان)، خواندن قرآن و آداب اخلاقی باید با حوصله و به صورت جذاب آغاز شود. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند: «کودکان را هنگامی که به هفت سالگی رسیدند، به نماز امر کنید».
- آموزش مسئولیتپذیری: محولکردن کارهای کوچک خانه، مراقبت از وسایل شخصی و مدیریت پول تو جیبی، حس مسئولیتپذیری را در او تقویت میکند.
- توضیح منطقی احکام: به “چرا”های او با زبان ساده و منطقی پاسخ دهید. مثلاً توضیح دهید که نمازخواندن، مانند صحبتکردن با یک دوست بسیار عزیز است.
- تقویت عادتهای خوب: نظم، راستگویی، احترام به بزرگترها و کمک به دیگران باید در این دوره نهادینه شود. استفاده از روش “الگوسازی” (معرفی الگوهای دینی مانند امامان) و “داستانگویی” بسیار مؤثر است.
هفت سال سوم: مرحلهی “وزیری و مشاورت” (۱۴ تا ۲۱ سالگی)
شعار این مرحله: “در هفت سال سوم، وزیر و مشاور است.”
این مرحله، همزمان با بلوغ جسمانی و فکری است. از نظر روانشناسی، نوجوان به هویت مستقلی دست مییابد و در جستجوی «من کیستم؟» است. از نظر اسلامی، او اکنون به تکلیف شرعی رسیده و در پیشگاه خداوند مسئول اعمال خود است. اما نقش والدین از “مدیریت و کنترل” به “مشاوره و راهنمایی” تغییر مییابد.
وظیفهی والدین در این مرحله برای روانشناسی کودک:
- احترام به عقاید و استقلال او: با او مانند یک بزرگسال رفتار کنید. در امور خانواده با او مشورت کنید و برای نظراتش ارزش قائل شوید. این کار، عزتنفس و حس مسئولیتپذیری او را به شدت تقویت میکند.
- ایجاد رابطهی دوستانه و مبتنی بر اعتماد: به جای دستوردادن، گوشدهنده فعالی برای دغدغههایش باشید. فضایی ایجاد کنید که بدون ترس از قضاوت، مشکلاتش را با شما در میان بگذارد.
- هدایت فکری و دینی: در این مرحله، شبهات فکری و دینی به طور طبیعی به وجود میآیند. به جای تحمیل عقیده، او را به منابع معتبر (کتب، اساتید) معرفی کنید و با منطق قوی، پاسخگوی سؤالاتش باشید.
- تشویق به مشارکت اجتماعی: حضور در اردوهای جهادی، هیئتهای جوان و فعالیتهای گروهی، انرژی او را در مسیری مثبت هدایت کرده و هویت دینیاش را تقویت میکند.
تلفیق روانشناسی کودک از منظر اسلام و روانشناسی غربی
درک تفاوتهای این دو دیدگاه میتواند به والدین، به ویژه مادران آگاه، کمک کند تا رویکردی متوازن و جامع را در پیش بگیرند که هم نیازهای مادی و روانی کودک و هم نیازهای معنوی و فطری او را در نظر میگیرد.
نگاه تلفیقی و آگاهانه: برای والدین امروزی، به ویژه در جامعهی اسلامی، بهترین راهبرد، تلفیق عالمانه و حکیمانهی این دو دیدگاه است:
۱. اصول کلی را از اسلام بگیرید: چارچوب سهگانهی هفتساله (امیر، بنده و وزیر) یک نقشهی راه کلان، حکیمانه و الهی است که شما را از سردرگمی نجات میدهد. به شما میآموزد که در هر مرحله، انتظار چه چیزی را داشته باشید و چه واکنشی نشان دهید.
۲. راهکارهای عملی را از روانشناسی غربی وام بگیرید: برای اجرای این اصول کلی، از ابزارهای روانشناسی مدرن استفاده کنید.
- مثال: در هفت سال اول (دورهی امیری)، روانشناسی اسلامی بر “آزادی و بازی” تأکید دارد. روانشناسی غربی (مثلاً پیرامون نظریهی پیاژه) به شما میگوید که چه نوع بازیهایی برای رشد شناختی، حرکتی و اجتماعی کودک در ۲ سالگی، ۴ سالگی یا ۶ سالگی مناسبتر است.
- مثال: در هفت سال سوم (دورهی وزیری)، اسلام بر “مشاوره” تأکید دارد. روانشناسی نوجوان (مثلاً نظریه اریکسون) به شما آموزش میدهد که چگونه برای حل بحران هویت نوجوانتان، با او ارتباط مؤثر برقرار کنید و فضایی امن برای گفتوگو ایجاد نمایید.
نتیجه نهایی روانشناسی کودک
روانشناسی اسلامی “چرایی” و “جهت” تربیت را مشخص میکند و روانشناسی غربی در بسیاری از موارد، “چگونگی” اجرای این مسیر را با ابزارهای دقیقتر نشان میدهد. با به کارگیری این نگاه تلفیقی، میتوانید فرزندی پرورش دهید که هم مسئولیتپذیر و دارای عزت نفس (دستاورد روانشناسی غربی) باشد و هم متخلق به اخلاق اسلامی و دارای هویتی معنادار (دستاورد روانشناسی اسلامی) پس با اطمینان به این وعدهی الهی، قدم در راه پرورش فرزندانی بگذاریم که هم مایهی چشمروشنی دنیا و هم ذخیرهی آخرت ما باشند.
منابع
۱. قرآن کریم، سوره روم آیه ۳۰.
۲. نهجالفصاحه (مجموعه کلمات قصار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم).
۳. فیاض، ایراندخت، روانشناسی رشد با نگاهی به تعالیم اسلامی، انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۵.
۴. قائمی، علی، خانواده و تربیت کودک، انتشارات انجمن اولیا و مربیان، ۱۳۸۸.
۵. مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات صدرا، ۱۳۷۸.
نویسنده: سعیده عادلینیا





