ساکت نمی‌مانم (دفاع از ملت‌های ستمدیده در حقوق بین‌الملل اسلامی)             

saket nemimanam
تصویر مائده رضایی

مائده رضایی

مقدمه

انسان فطرتاً از ستم به خود و دیگران بیزار است. عقل نیز به زشتی ظلم حکم می‌کند. آموزه‌های وحیانی ادیان الهی نیز به ستیز با هرگونه ستمی فرمان داده‌اند. لذا اسلام که دین اکمل و خاتم و دور از تحریف است، بر مبانی فطرت پاک انسانی، وحی، سخن رهبران معصوم و عقل، کامل‌ترین قوانین و حقوق بین‌الملل را در مورد دفاع از ملت‌های ستمدیده، آن‌هم به‌صورت فرادینی وضع کرده است. نظام جمهوری اسلامی ایران نیز این موضوع را در قانون اساسی خود جای داده است. در ادامه این موضوع را از منظر آیات، روایات و قانون اساسی بررسی می‌کنیم.

  1. حمایت از ملت‌های ستمدیده در اسلام

یکی از مهمترین اهداف انبیا، نجات ملت‌های تحت ستم بوده است؛ چنان‌که قرآن مجید کوشش کردن و همت گماردن برای نجات مردم مستضعف و محروم را از وظایف اصلی جامعه‌ی اسلامی می‌داند و می‌فرماید:

«وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیرًا» (نساء/۷۵)؛ و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمی‌جنگید؟ همانان که می‌گویند: پروردگارا، ما را از این شهر که مردمش ستم‌پیشه‌اند، بیرون ببر و از جانب خود برای ما سرپرستی قرار ده و از نزد خویش یاوری برای ما تعیین فرما.

برای رهبران دینی، هیچ‌گاه حکومت کردن و تشکیل آن هدف نبوده، بلکه حکومت وسیله‌ای برای برقرار کردن عدالت و هدایت و نجات ملت‌ها بوده است؛ چنان‌که امیرالمؤمنین علی علیه السلام در خطبه‌ی شقشقیه می‌فرماید:

«أما وَالَّذی فَلَقَ الحَبَّهَ، وبَرَأَ النَّسَمَهَ ، لَولا حُضورُ الحاضِرِ، وقِیامُ الحُجَّهِ بِوُجودِ النّاصِرِ، وما أخَذَ اللّه ُ عَلَى العُلَماء ألاّ یُقارّوا عَلى کِظَّهِ حدیث ظالِمٍ ، ولا سَغَبِ حدیث مَظلومٍ ، لاَءَلقَیتُ حَبلَها عَلى غارِبِها ، ولَسَقَیتُ آخِرَها بِکَأسِ أوَّلِها»(نهج البلاغه،خ۳)؛ آگاه باشید! سوگند به خدایی که دانه را شکافت و انسان را آفرید، اگر نه این بود که جمعیتی به دورم گرد آمدند و با وجود یاران، حجت بر من تمام گردید، و اگر نبود عهد و پیمانی که خدا از علما گرفته که در برابر پرخوری ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان سکوت نکنند، من مهار شتر خلافت را بر پشتش می‌انداختم و آخر آن را با جام اولش سیراب می‌کردم.

همچنین حدیث معروف درباره‌ی گفتگوی حضرت علی علیه السلام با عبدالله بن عباس، آن هنگام که حکومت را با کفش وصله‌دار خویش مقایسه می‌کرد و هدف نهایی پذیرش حکومت را بیان می‌فرمود، بر این حقیقت دلالت دارد. تفصیل ماجرا به این ترتیب است:

عبدالله بن عباس می‌گوید: «دَخلتُ على أمیرِالمؤمِنینَ علیه السلام بِذی قار و هوَ یَخصِفُ نَعلَه، فقالَ لِی: مَا قِیمَهُ هذَا النَّعْلِ؟ فَقُلْتُ: لاَ قِیمَهَ لَهَا! فَقَالَ علیه السلام: وَ اللّه ِ لَهِیَ أحَبُّ إلَیَّ مِنْ إمْرَتِکُمْ، إلاّ أنْ اُقِیمَ حَقّا، أوْ أدْفَعَ بَاطِلاً».

بر امیرالمؤمنین علیه السلام در منطقه‌‌ی ذی قار وارد شدم در حالی که حضرت کفش خود را پینه می‌زد. پس از من پرسید: این کفش چقدر می‌ارزد؟ گفتم: ارزشی ندارد. فرمود: به خدا قسم این کفش را از حکومت بر شما بیشتر دوست دارم، مگر آن‌که [بخواهم] حقی را برپا دارم یا باطلی را براندازم (نهج البلاغه، خ۳۳).

بنابراین حکومت اسلامی هیچ‌گاه به مجرد رسیدن به حاکمیت در سرزمینی، از ملت‌های محروم و ستمدیده‌ی دیگر غافل نمی‌شود بلکه طبق تعابیر نبوی و قدسی ذیل، مسلمانان را به رسیدگی به امور و مشکلات مردم تشویق می‌کند:

روایت نبوی: «مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادی یا لِّلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم»؛ هر کس بشنود که مردی بانگ برآورد که ای مسلمانان، و پاسخش ندهد، پس مسلمان نیست.

و حدیث قدسی: «الْخَلْقُ عِبالی فَاحِبُّهُم إِلَى الْطَفُهُمْ بِهِمْ وَ أَسْعَاهُمْ فِی حَوَائِجِهِمْ»؛ مردم خانواده منند پس کسی نزدم محبوب‌تر است که با آنان مهربان‌تر و در رسیدگی به نیازمندی‌هایشان کوشاتر باشد.

این در حالی است که امروز، صدای تازیانه‌هایی که بر بدن ملت‌های تحت ستم، همچون مردم فلسطین، لبنان، سوریه، یمن، مسلمانان میانمار و… وارد می‌شود، در سراسر جهان شنیده می‌شود و ناله‌ی آنان در گوش همه‌ی ملت‌ها طنین‌انداز است. اسلام در هر نقطه‌ی جهان که ظلمی صورت گیرد، راضی به آن را با ظالم شریک می‌داند چنان که این مطلب در روایات بسیاری ذکر شده است. از جمله در حدیثی از امام رضا علیه السلام آمده: «لَوْ أنَّ رَجُلاً قَتَلَ بِالمَشْرِقِ فَرَضِیَ بِقَتْلِهِ رَجُلٌ بِالمَغْرِبِ لَکَانَ الرَّاضِی عِنْدَ اللّه ِ عَزَّ وَجَلَّ شَرِیکَ القَاتِلِ»(حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۴۰۹).؛ اگر کسی در شرق عالم قتلی انجام دهد و دیگری در غرب جهان راضی به آن قتل باشد، در پیشگاه خدا شریک قاتل خواهد بود.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام نیز فرمود: «الْعامِلُ بِالْظُلْمِ وَ الرّاضى بِه ِ وَ المْعُینُ عَلَیْه ِ شُـرَکاءُ ثـَلاثـَهٌ» (حر عاملی، وسائل الشیعه، ج‌۱۱، ص۴۰۲).؛ کسى که ظلم مى‌کند و کسى که راضى به ظلم کردن باشد و کسى که به ظالم کمک مى‌کند هر سه شرکاء ظلم محسوب مى‌شوند.

خداوند سکوت در مقابل ظلم و نهی نکردن از ظلم و فساد را کفر شمرده و مرتکبین آن را نکوهش کرده و عذر ترس و هراس از ستمگران را غیرموجه خوانده است. امیرالمؤمنین علیه السلام هشدار می‌دهد که از این امر عبرت بگیرید آن‌جا که می‌فرماید: «ای مردم، از آنچه خداوند برای موعظه‌ی اولیایش، علمای اهل کتاب را مذمت کرده، پند بگیرید؛ چنان‌که فرمود: «لَوْ لا یَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ (مائده/ ۶۳)»؛ چرا الهیون و دانشمندان، آنان را از گفتار گناه‌آلود باز نمی‌دارند؟

و نیز فرمود: «لُعِنَ ٱلَّذِینَ کَفَرُواْ مِن بَنِی إِسرَاءِیلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُۥدَ وَعِیسَى ٱبنِ مَریَمَ ذَلِکَ بِمَا عَصَواْ وَّکَانُواْ یَعتَدُونَ *کَانُواْ لَا یَتَنَاهَونَ عَن مُّنکَر فَعَلُوهُ لَبِئسَ مَا کَانُواْ یَفعَلُونَ» (مائده/۷۸-۷۹)؛ از میان فرزندان اسرائیل، آنان که کفر ورزیدند، به زبان داوود و عیسی بن مریم مورد لعنت قرار گرفتند. این [کیفر] به خاطر آن بود که عصیان ورزیدند و [از فرمان خدا] تجاوز می‌کردند [و] از کار زشتی که آن را مرتکب می‌شدند، یکدیگر را باز نمی‌داشتند. راستی چه بد بود آنچه می‌کردند!

بنی‌اسرائیل کافر، خدا آنان را نکوهش کرد؛ چون ایشان کراراً از ظالمان کارهای ناشایست و فساد را می‌دیدند و آن‌ها را از این کردار باز نمی‌داشتند تا شاید به منافعی که از آن‌ها امید دارند، دست یابند یا از خطرشان که بیم آن را دارند، در امان باشند؛ در حالی که خداوند می‌فرماید: «از مردم نترسید، بلکه از من بترسید» (حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۴۰۲، ح۹).

  1. دفاع از ملت‌های مظلوم در قانون اساسی

افزون بر اصول مذکور در مقدمه، این هدف در اصل سوم از اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز مورد تأکید قرار گرفته است:

«تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه‌ی مسلمانان و حمایت بی‌دریغ از مستضعفان جهان است». به موجب اصل ۱۵۲، دفاع از امت اسلامی و به موجب اصل ۱۵۴، دفاع از ملت‌های مستضعف از مبانی سیاست خارجی نظام اسلامی است.

متن اصل ۱۵۲: «سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس نفی هرگونه سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری، حفظ استقلال همه‌جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه‌ی مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت‌های سلطه‌گر و روابط صلح‌آمیز متقابل با دول غیرمحارب استوار است» (متن قانون اساسی‏shora-gc.ir/fa‏، ۳/۱۲/۱۴۰۳).

متن اصل ۱۵۴: «جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می‌داند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می‌شناسد. بنابراین در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملت‌های دیگر، از مبارزه‌ی حق‌طلبانه‌ی مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می‌کند».

 

۳. عدم تنافی حمایت با اصل عدم مداخله

برخی بی‌بصیرتان، حمایت از ملت‌های مظلوم را مساوی با دخالت در امور داخلی آن‌ها تلقی می‌کنند؛ لذا شعار استکباردوست «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» سر می‌دهند. برخی از حاکمان مزدور یا نادان آن کشورها نیز با هدف جلوگیری از حمایت، دم از کاستن از احساسات نسبت به خود می‌زنند (farsi.alarabiya.net،۲۱اکتبر ۲۰۲۴م)[۱] که در پاسخ به هر دو گروه مخالفان حمایت، باید عدم تنافی یاری ملت مظلوم را با اصل عدم مداخله در امور داخلی آن‌ها روشن شود.

باید گفت که اصل حمایت از ملت‌های تحت ستم با اصل عدم مداخله در امور داخلی سایر کشورها، که از اصول شناخته‌شده‌ی بین‌المللی است، منافات ندارد؛ چون اموری که ذاتاً جزء صلاحیت داخلی کشورهاست (که در بند ۷ ماده‌ی ۲ منشور سازمان ملل متحد آمده است)، مسائلی را شامل می‌شود که دولت‌ها به‌عنوان نماینده‌ی ملت خود برای تأمین مصالح آن‌ها به کار می‌گیرند. اما تجاوز به حقوق ملت‌ها، سلب آزادی‌های اساسی، قتل‌عام، چپاول اموال و امثال آن که موجب به ستوه آمدن و طغیان آن‌هاست، جزء صلاحیت داخلی حکومت نیست. در واقع ملت‌ها تعیین‌کننده‌ی امور مربوط به صلاحیت داخلی کشورها هستند. برعکس، می‌توان حمایت از حکومت‌های خودکامه را که همگان به وضوح می‌دانند و مردمشان هم آن‌ها را به رسمیت نمی‌شناسند، مداخله در امور داخلی نامید؛ مانند حمایت عربستان سعودی از حمد آل خلیفه در بحرین یا حمایت آمریکا از داعشیان اشغالگر سوریه و… .

به همین سبب است که می‌بینیم بیشتر مواد اعلامیه‌ی حقوق بشر، مربوط به امور داخلی کشورهاست (اما نه اموری که ذاتاً جزء صلاحیت داخلی کشورهاست). به همین علت هنگام تصویب آن در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، هیچ‌کس به این سخن توجه نکرد که با بند ۷ ماده‌ی ۲ منشور ملل متحد منافات دارد (رک: دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، اسلام وحقوق بین الملل عمومی، قم، سمت، ۱۳۷۲ش، ص۱۵۲-۱۴۹).

 

نتیجه‌گیری

یکی از اهداف مهم حقوق بین‌الملل اسلامی، حمایت از مردم مستضعف و تحت ستم و نهضت‌های آزادی‌بخش در جهان است؛ زیرا در صورت عدم حمایت، به‌وسیله‌ی زورمداران و خودکامگان در معرض نابودی قرار خواهند گرفت. این حمایت با اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها منافات ندارد.

 

منابع:

  • قرآن کریم
  • نهج‌البلاغه
  • حر عاملی، وسائل‌الشیعه، ج ۱۱.
  • دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، اسلام و حقوق بین‌الملل عمومی، قم، سمت، ۱۳۷۲ش.
  • متن قانون اساسی، shora-gc.ir/fa، ۳/۱۲/۱۴۰۳.
  • alarabiya.net، ۲۱ اکتبر ۲۰۲۴م.

 

[۱]. نجیب میقاتی: از مقامات ایرانی خواستم احساسات خود را نسبت به لبنان کم کنند».

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

captcha

پیمایش به بالا