امر به معروف و نهی از منکر در سیره‌ی حاجیه خانم قانع

2024_11_30_11_44_43_674ac973f1565

زهرا فلاحی

امر به معروف و نهى از منکر یکى از مؤلّفه‌هاى مهم است که بى‌شک نقشی سازنده در ایجاد جامعه‌ی سالم و کنترل انحرافات اجتماعى دارد. این فریضه ابزاری راه‌گشاست که سعادت جامعه و افراد را به دنبال دارد. به همین دلیل است که در قرآن و روایات نیز بر آن تأکید شده است.

از تجربیات قطعی بشر این است که با گذشت زمان، اندوخته‌های فکری انسان رو به فراموشی می‌رود مگر آن که پیوسته به آن‌ها یادآوری شود و در عمل تکرار گردد. از همین جاست که پیوند «علم و عمل» روشن می‌گردد. علم، آدمی را به عمل راهنمایی می‌کند و عمل به آگاهی و بینش انسان می‌افزاید. در جامعه‌ی اسلامی همه باید برای پاسداری از فرهنگ و معرفت خویش بکوشند. نگهبانی از حریم مکتب و فرهنگ به آن است که خلافکاران را از سقوط به ورطه‌ی هلاکت بازدارند و با امر به معروف و نهی از منکر، زمینه‌ساز رفتار شایسته و تحقق فرهنگ متعالی اسلام بشوند(وطن دوست، ۱۳۸۸، ص۲۴۹).

کسی که امر به معروف می‌کند باید بیانی نیکو داشته باشد. برخورد خوش مسلّماً مؤثرتر از تهمت و توهین است. روزی دختر خانمی با مانتوی خفاشی وارد دفتر حاجیه خانم شد و آن زمان مانتوی خفاشی تازه مد شده بود. حاجیه خانم بعد از سلام و احوال‌پرسی گفتند: دخترم بیا این جا! عزیزم! این مانتوی شما تقلید از غربی‌هاست. ما نباید از آمریکا و از دشمن تقلید کنیم و… و با این بیان شیوا و زیبا به او فهماندند که ما نباید مُدگرا باشیم… (خاطره خانم راضیه خیرخواه، ۹/۱۳۹۳).

کسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند باید رفتار و عمل او درست باشد. حاجیه خانم قانع با این که مسن بود، اما با هر مخاطبی مطابق سن و سال او سخن می‌گفت. ایشان شبیه یک روانشناس حرفه‌ای عمل می‌کرد. با طلبه‌های جوان چنان صمیمی و مهربان برخورد می‌کرد که جوان‌ها عاشق دین و حوزه می‌شدند. همین روحیه باعث می‌شد روز به روز به تعداد طلبه‌ها اضافه شود و تلاش ایشان نیز برای فراهم کردن شرایط تحصیل طلبه‌ها بیش از پیش باشد. این رفتارها نشان می‌دهد ایشان با تمام فضایل اخلاقی، اهل امر به معروف و نهی از منکر بودند، نه فقط با کلام، بلکه با عمل(خاطراتی از زندگی استاد بتول قانع شعرباف، مؤسس مدرسه علمیه حضرت رقیه س مشهد در کلام استاد زهرا ماشینی (افشار) (مدیریت مدرسه علمیه حضرت رقیه مشهد)، به قلم: اعظم صباغ خور). ائمه معصومین ع نیز در زندگی خود به این امر مهم توجه داشتند. تعالیم ائمه ع در حوزه‌هاى گوناگون، مصداق بارز امر به معروف و نهى از منکر است و یکى از شاخصه‌هاى سیره‌ی ایشان، دعوت عملى مردم به نیکى است: «کُونُوا دُعَاهَ النَّاسِ‏ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ لِیَرَوْا مِنْکُمُ الْوَرَع وَ الِاجْتِهَادَ وَ الصَّلوه‏ فَانَّ ذلکَ داعیَه» (کلینى، ۱۳۸۸، ج۲، ص۷۸).

حاجیه خانم خیلی دقت داشتند که چگونه و چه زمانی مطلبی را بیان کنند تا باعث جذب افراد شود. طلبه‌ای بود که روی یک برگه آچهار یک متن را با خط درشت نوشته بود. به یکی از شاگردان خود گفتند: فلانی به خودتان نبالید، کار را الان این دختر کرده. تشخیص می‌دادند هر کسی را چه موقع به او توجه کنند. می‌گفتند: من که به سهم خودم هیچ کار نکردم ولی این دختر…؛ تازه فهمیدیم که به چه کسی باید ظرفیت داد. آن دختر تیپش خاص بود، حاجیه خانم با تشویق ایشان می‌خواستند تا جذبش کنند (مصاحبه با خانم افشار مدیریت مکتب حضرت رقیه س، مهرماه۱۴۰۰). این هم نمونه‌ای از امر به معروف و نهی از منکر بود که حاجیه خانم به وفور از این رفتارهای خوشایند با نسل جوان داشتند و همین مسأله باعث جذب آنان می‌شد.

امیر المؤمنین علی ع می‌فرماید: تمام کارهای نیکو و جهاد در راه خدا، برابر امر به معروف و نهی از منکر، چونان قطره‌ای بر دریای موّاج و پهناور است و همانا امر به معروف و نهی از منکر، نه اجلی را نزدیک می‌کنند و نه از مقدار روزی می‌کاهند (نهج البلاغه، خطبه۳۷۴). از این کلام، پی به اهمیت امر به معروف و نهی از منکر این فریضه‌ی الهی می‌بریم و بر ما واجب می‌شود بیشتر در این مسأله تأمل کرده و در صدد عمل به آن برآییم.

آیت الله مروارید فرمودند: این خانم شهیده است. واقعاً با تمام وجود برای اسلام، انقلاب، ایمان دیگران و برای به راه آوردن دیگران سوختند. برای این که جوانان را به راه بیاورند واقعا زحمت کشیدند. خانم‌هایی که در مسیر سفر با ایشان بودند می‌گفتند: رفتیم همدان، در غار علی صدر بودیم، با خانم‌ها صحبت می‌کردند و آن‌ها را نصیحت می‌کردند و می‌گفتند: یک وقت نفهمم بگویید به ما چه مربوط… ایشان در هر موقعیتی امر به معروف و نهی از منکر را داشتند.

حاجیه خانم در مقابل اوامر الهی با هیچ کس رودربایستی نداشتند، مخصوصاً در برابر انقلاب، یک انقلابی به تمام معنا بودند. مثلاً همین انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس خیلی مقید بودند. مثلاً می‌گفتند: رئیس جمهور حکمش را از دست امام گرفت، چرا دست امام را نبوسید؟ چرا به امام احترام نکرد؟ ریزه‌کاری‌هایی را دقت می‌کردند که برای همه‌ی ما جای تعجب بود. با وجودی که چند روز پیش تازه سن‌شان را حساب می‌کردم، دیدم موقع فوت ۷۶سالشان بود؛ ولی یک بار ندیدم بگویند که خسته‌ام یا بگویند کم خوابیدم، یا بگویند از من گذشته (مصاحبه با خانم افشار مدیریت مکتب حضرت رقیه س، مهرماه۱۴۰۰).

ایشان به تمام معنا الگو و اسوه‌ی امر به معروف و نهی از منکر بودند. امیدوارم ما هم بتوانیم با تأسی از این بانوی مخلص و پرتلاش، راه ایشان را ادامه دهیم.

 

منابع

۱.        نهج البلاغه (ترجمه محمد دشتی)، انتشارات اشکذر، چاپ نهم، قم، پاییز۱۳۸۹.

۲.        خاطراتی از زندگی استاد بتول قانع شعرباف، مؤسس مدرسه علمیه حضرت رقیه س مشهد در کلام استاد زهرا ماشینی (افشار) (مدیریت مدرسه علمیه حضرت رقیه س مشهد)، به قلم: اعظم صباغ خور.

۳.        مصاحبه با خانم افشار مدیریت مکتب حضرت رقیه س، مهرماه۱۴۰۰.

۴.        خاطره خانم راضیه خیرخواه،  پاییز ۱۳۹۳.

۵.        کلینى، محمد بن یعقوب؛ الاصول من الکافى، به کوشش ع. ا غفارى، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج۲، ص۷۸، ۱۳۸۸ق.

۶.        وطن دوست، رضا؛ ضرورت قدرت در امر به معروف و نهی از منکر، فصلنامه اندیشه حوزه، پاییز۱۳۸۸،  ش۷۹-۸۰.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

captcha

پیمایش به بالا