دی ان ان evoq , دات نت نیوک ,dnn
چهارشنبه, 17 آذر,1400

خبر داشتی کرونا میاد؟


خبر داشتی کرونا میاد؟

زینب مولودی

-  چقدر نگران هزینه‌های رفت و آمدم به دانشگاه بودم؛ خبر نداشتم کرونا می‌آید و همه‌ی کلاس‌ها مجازی برگزار می‌شود.

-  چقدر با بابایم جر و بحث کردم که اجازه بدهد برای مسابقات لیگ به استادیوم بروم؛ خبر نداشتم کرونا می‌آید و همه‌ی مسابقات، بدون تماشاچی برگزار می‌شود.

-   چقدر از این‌که همسرم دیر از سرکار برمی‌گشت ابراز دلخوری می‌کردم؛ خبر نداشتم کرونا می‌آید و از بس همسرم در خانه می‌ماند، دعوایمان می‌شود.

چقدر خوشحال بودم از این‌که قرار است برادرزاده‌ام به دنیا بیاید؛ خبر نداشتم کرونا می‌آید و تا چهل روز نمی‌توانم به دیدنش بروم.

-  چقدر با شاگردم دعوا کردم که نمی‌شود برای سر زدن به خانواده‌ات بروی شهرستان و دم عیدی مغازه را رها کنی؛ خبر نداشتم کرونا می آید و دم عید پرنده توی پاساژ پر نمی‌زند.

-  چقدر ناراحت بودم از این‌که به خاطر بچه‌هایم نمی‌توانم در دورهمی‌ دوستانم شرکت کنم؛ خبر نداشتم کرونا می‌آید و همه‌ی دورهمی‌ها کنسل می‌شود.

خبر نداشتیم کرونا می‌آید و آینده را از روی گذشته محاسبه می‌کردیم و با همین محاسبه حال خودمان را با خنده‌ها، گریه‌ها، ترس‌ها و عصبانیت‌های بی‌مورد خراب می‌کردیم. غافل از این‌که چرخ روزگار می‌چرخد و نباید به آن دل بست.

اگر بخواهیم با بالا و پایین شدن روزگار حالی به حالی نشویم باید شادی، غم، عمل و عکس العملمان را با آن خدایی تنظیم کنیم که رنگ ثابتی دارد و تغییری نمی‌کند.

یادمان باشد که قرآن می‌گوید: «أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون‏»(یونس/ 62)؛ آگاه باشيد (دوستان و) اولياى خدا، نه ترسى دارند و نه غمگين مى‏شوند.

شماره نشریه:  شمیم نرجس شماره 40


تعداد امتیازات: (0) Article Rating
تعداد مشاهده خبر: (29)

نظرات ارسال شده

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

وب سایت

Escort