دی ان ان evoq , دات نت نیوک ,dnn
پنجشنبه, 24 آبان,1397

از جنس در هم شکستن خیبر


از جنس در هم شکستن خیبر

 

پنجه‏ های نرم نسیم در گیسوی گندمزار چنگ میاندازد و بر آن شانه می کشد سبزی مزارع تا دور دست سر برآبی انتهای افق نهاده و عطر خوش سبزه زار در عمق جان سربازان خمیده قامت پناه گرفته در لابه لای ساقه های گندم مینشیند. آنسوتر پرچم هایی سپید، گاه و بی گاه به اهتزاز در می ‏آیند. این علی است! داماد پیامبر که درود بیپایان خداوند بر آنان باد. آن روزی که نبی خدا «غیله‏ ی لیثی» را به جانشینی خود در مدینه برگزید این پرچم‏ ها‏ را به علی سپرد و فرمان حرکت داد. امّا این همه احتیاط و اختفا و استتار برای چه بود؟ کسی نمیدانست. هزار و ششصد سرباز پیامبر آرام و بیصدا جلگه‏ ها‏ی حاصلخیز شمال مدینه را پشت سر می‏ گذارند. کمی آنسوتر کسی زمزمه می‏ کند: به وادی خیبر نزدیک می‏ شویم. برخی از سربازان با خود می ‏اندیشند نکند پیامبر قصد حمله به دژهای نفوذ ناپذیر خیبر را دارد؟ هراس اندک اندک در دلهای سپاه از جان گذشتهی پیامبر رخنه می‏ کند. هرکس از عظمت دژهای هفتگانه ی خیبر داستانی سرمی‏ دهد. خیبر جمعیتی دارد بیست هزار نفری؛ دو هزار مرد جنگی و دلاور از این قلعه‏ ها‏ حفاظت می‏ کنند و در انبارها، ذخایر غذایی و تسلیحاتی زیادی دارند. این دژها محكماند و آهنین، سوراخ كردن و نفوذ به آنها امكان ندارد. کسانی كه بخواهند خود را به نزدیكی دژ برسانند، با پرتاب سنگ كشته می‏ شوند. این دژها، سنگرهای محكمی است برای جنگاوران یهود.

 ناگاه کسی فریاد می‏ زند: پیامبر فرمودهاند همینجا رحل اقامت افکنید. سپاه اسلام در نقطهای میان قبیله‏ ی غطفان و دژهای خیبر فرود می ‏آید. دیگر نه سبزی سبزهزار و نه آبی آسمان و نه زمزمه‏ ی جویبار به وجد نمیآوردشان. چه خبر شده؟ پشت سر قبیله‏ ی شمشیر زنان بیپروای غطفاناند و پیش روی استحکامات نظامی خیبر با هفت دژ تو در توی خوفناک و نفوذ ناپذیر. رسول خدا بر بلندای مرکب در برابر چشمان پرسشگر یارانش با تضرّع دست به دعا بر می‏دارد: «بارالها! تویی خدای آسمانها و آنچه زیر آنها قرار گرفته، و خدای زمین و آنچه بر آن سنگینی افكنده. من از تو خوبی این آبادی و خوبی اهل آن و آنچه در آن هست را می‏ خواهم و از بدیهای آن و بدی آنچه در آن قرار گرفته، به تو پناه می‏برم» دل یاران پیامبر از آتش عشق به خدا و رسولش گداخته می ‏شود و در می ‏یابند رسول خدا برای توسعهطلبی و انتقامجویی پا به این سرزمین نگذاشته است؛ دیگر هیبت هیچ دشمنی در هم نمیریزدشان. تا نزدیکی سپیدهدم منتظر می‏ مانند و با اشاره‏ی پیامبر آهسته آهسته به خیبر نزدیک می ‏شوند. آنقدر مخفیانه و سریع که حتّی نگهبانان برج ‏ها‏ آگاه نمیشوند.

  خورشید دانه‏ ها‏ی طلایی مهرش را گرم بر سر گندمزار می ‏پاشد دروازهبان در خیبر را می‏ گشاید و چوپانان و كشاورزان «خیبری» یک یک از قلعه بیرون می‏ آیند. نگهبانان از فراز برج ‏ها‏ تا دور دست را می‏ کاوند و آماده‏ ی فرود آمدن می ‏شوند. امّا ناگاه حرکتی غریب در گندمزار چشمانشان را خیره می‏ کند فریادی از دل گندمزار شنیده می‏ شود و پرچم سپاه اسلام بر افراشته می ‏شود. فوج فوج سربازان نیرومند و مسلح به سلاح ها‏ی برنده، راهها را به روی آنها بستهاند و اگر قدمی فراتر بگذارند کشته خواهند شد. هراسان می ‏گریزند و به دژ پناه می‏ برند. همهمهای در دژ می ‏پیچد محمّد با سربازانش اینجاست. درهای دژ را ببندید، شورای جنگی تشكیل دهید. جنگاوران به شور می‏ نشینند، کسی همپیمانانمان را خبر کند تا از پشت سر به سپاه اسلام بشورند؛ زنان و كودكان را در یكی از دژها، و ذخایر غذایی را در دژ دیگر جای دهید. دلیران و جنگاوران هر قلعه با سنگ و تیر از بالا دفاع كنند و قهرمانان و مبارزان هر دژ در بیرون با سپاه اسلام روبهرو شوند.

 خبر ورود سپاه پیامبر با هزار و ششصد سرباز از جان گذشته و دویست سواره نظام و دلیرمردان شیرافکنی چون علی به گوش سران غطفان می‏ رسد. آیا پیامبر قصد حمله به همپیمانانشان در خیبر را دارد؟ یا قصد یورش به غطفان را در سر می‏ پروراند؟ شایع شده پیامبر با سپاهی از راه فرعی به سوی غطفان می ‏آید آیا برای دفاع از خیبریان به میدان روند یا برای دفاع از غطفان آرایش جنگی بگیرند؟ پس برجای مانده و از قبیله حفاظت می ‏کنند.

نبرد با یهودیان کارآزموده و تا بنِدندان مسلّح خیبر دشوار است. از بالای برج نگهبانان با منجنیق سنگ و آتش بر سرشان می‏ریزند و در میدان نبرد با شمشیر و سنان سربازان دشمن روبهرو می ‏شوند فتح هر دژ بیش از ده روز تلاش و جانفشانی می ‏طلبد. یک ماه است که خیبریان مقاومت می‏کنند یک ماه است که دور از دیار و کاشانه خسته و گرسنه دژ‏ها‏ی ناعم؛ قموص، كتیبه و شق را در هم می‏شکنند. امّا دژ‏ها‏ی؛ وطیح و سلالم همچنان مقاومت می‏کنند. گاه با خوردن گوشت حیواناتی كه خوردنشان مكروه است، گرسنگی را برطرف می ‏كنند، در این میان جوان سیاه چهرهای با گلّهای گوسفند به سویشان می‏آید. چوپانی است که برای یهودیان گلهداری می‏ كند، سربازان گرسنه او را در میان می‏ گیرند و به نزد پیامبر می‏آورند. گرمای کلام پیامبر دلش را نرم می‏کند و همان دم ایمان آورده می‏گوید: ای رسول خدا گوسفندان در دست من امانت است، حال كه رابطهام با صاحبان گوسفندان بریده شده، تكلیف من چیست؟!

پیامبر در برابر چشم سربازان گرسنهاش، با صراحت می‏ فرماید: «در آیین ما خیانت به امانت از بزرگترین جرم‏ها‏ست. باید همهی گوسفندان را به صاحبانشان بازگردانی». دستور پیامبر اجرا می ‏شود و مسلمانان گرسنه هر روز شاهد عبور چوپانان و گله ‏ها‏ از خیبر به صحرا و از صحرا به خیبر هستند بدون آن که به آن‏ها‏ تعرّضی داشته باشند.

جنگآوران زیادی به میدان می ‏آیند امّا در برابر شجاعت و حمله‏ ها‏ی مردان یهود یا به نبرد برخاسته و به شهادت می‏رسند یا به هراس افتاده و می‏گریزند. این دژها با راه ‏ها‏ی زیر زمینی به هم مرتبطند و جنگآورانی شجاع و دلیر از آن محافظت می ‏کنند. ناگاه پیامبر فریاد بر می ‏آورند این پرچم را فردا به دست كسی می‏دهم كه خداوند این دژ را به دست او می‏ گشاید. او مردی است كه هرگز پشت به دشمن نكرده و از صحنه نبرد فرار نمیكند كرّارا غیر فرّار. یاران پیامبر آن شب قرار ندارند هر یک کارنامه‏ ی نبرد خویش را مرور می‏ کند که مباد روزی از مقابل دشمن گریخته باشد.

 اولین طلایه‏ ها‏ی آفتاب، سینه‏ ی افق را می‏ شكافد، سرداران امیدوار و هیجان زده اطراف پیامبر گرد آمدهاند همه‏ ی سربازان حتّی سرداران شکست خورده بیتابند بدانند كه این پرچم پر افتخار به دست چه كسی داده خواهد شد.

پیامبر سكوت پر انتظار سربازانش را در هم می ‏شکند: «علی كجاست؟»

ـ چشم دردی او را از پای انداخته در خیمه آرمیده است.

ـ او را بیاورید.

علی که درود خدا بر او باد را بر شتری سوار کرده و در برابر خیمه پیامبر فرود می‏ آوردند. پیامبر دستی بر دیدگان او كشیده و در حق او دعا می‏کند. دردش آرام می‏ شود. نبی خدا می‏ فرمایند: ابتدا به قبول اسلام هدایتشان کن و اگر نپذیرفتند... هرگاه خداوند یك فرد را به وسیله تو هدایت كند، بهتر از این است كه شتران سرخ موی از آن تو باشند. امیر دلیر عرب زره محكمی بر تن، ذوالفقار «حمایل و «هروله» كنان به سوی دژ حركت می‏كند و پرچم نبرد بر زمین می‏نشاند و به انتظار هماورد می ‏نشیند.

نگهبانان حضور دلاوریآوری شجاع را گزارش می‏ کنند «مرحب» و «حارث» دو تن از جنگآوران معروف یهود بیرون می ‏آیند، ناگاه ذوالفقار از نیام بر آمده و حارث از پای در می ‏آید. برادرش مرحب برای انتقام به سوی میدان می ‏شتابد و رجزخوانی می‏ کند: «مردم خیبر مرا می‏ شناسد، که مرحبم و غرق سلاح، آنگاه که تنور جنگ شعله می ‏زند قهرمان منم».

علی پاسخ می گوید: «من همانم که مادرم نامم را حیدر گذاشت، من چون شیر جنگلم که دیدنش وحشت آفرین است، و ضربتم بینیاز از تکرار».

رجزهای دو قهرمان در میان صدای چکاچک شمشیر و نیزه‏ ها‏ی آنان، وحشتی به جان‏ ها‏ افکنده. ناگاه شمشیر برّان قهرمان اسلام، بر فرق مرحب فرود می‏آید. غبار که می‏ نشیند نگهبانان برج مرحب را می‏ بینند با سپر و كلاه خودی دو نیم شده بر زمین. در هم شکستن مرحب سهمگین است آن چنان كه نیمی از دلاوران یهود، پا به فرار گذارده و به دژ پناهنده می ‏شوند. جمعی که نگریختهاند، با علی در می‏ آویزند و كشته می ‏شوند، با یورش سرداری سپر از دست شیر شجاع اسلام فرو می‏افتد امّا او درب قلعه را به جای سپر به عاریت می ‏گیرد. دقایقی بعد این «در» پلی می‏ شود برای عبور مسلمین در فتح دژهای نفوذ ناپذیر «وطیح» و «سلالم».

×××××××××

امروز نیز مردی از سلاله ‏ی امیرمؤمنان رایت پیامبر برکف، در برابر برج و بارو‏ی سر به فلک کشیده‏ ی یهود ایستاده است. سرداران یهود رجز می‏خوانند و تیغ بر می‏کشند و او پاسخ می‏ گوید: «يك روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسيد كه با شِعب ابى‌طالب و محاصره‌ى اقتصادى مسلمان‏ ها‏، آن‏ها‏ را از پا بيندازند؛ امّا نتوانستند. اين روسياه‌هاى بدمحاسبه‌گر خيال مي كنند ما امروز در شرایط شِعب ابى‌طالبيم. اين جور نيست. ما امروز در شرایط شِعب ابى‌طالب نيستيم؛ ما در شرایط بدر و خيبريم. ما در شرایطى هستيم كه ملّت ما نشانه‌هاى پيروزى را به چشم ديده است؛ به آن‏ها‏ نزديك شده است؛ به بسيارى از مراحل پيروزى، با سرافرازى دست پيدا كرده است. امروز مردم ما را از محاصره‌ى اقتصادى مي ترسانند؟ با اين حرف‏ها‏، با اين ترفندها ميخواهند مردم را از صحنه بيرون كنند؟ مگر چنين چيزى ممكن است؟ امروز ميخواهند در اراده‌ى مسئولين اختلال ايجاد كنند؟ «قل هذه سبيلى ادعوا الى الله على بصيره انا و من اتّبعنى».

آن روز پیروزی مسلمین در گروی عواملی بود چون نقشه و تاكتیك نظامی، كسب اطّلاعات و دستیابی به ترفند‏ها‏ و شگرد‏ها‏ی دشمن و جان بازی امیرمؤمنان. امروز نیز عامل فتح خیبر‏ها‏ی پیش رو را سردار دلاور انقلاب بر می‏شمارد: «دو چيزِ به هم پيوسته وجود دارد كه اين‏ ها‏ زنجيره‌هاى اقتدار ملّت را تشكيل ميدهد، يكى تصميم قاطع نظام مقدّس جمهورى اسلامى است بر عدم انحراف، عدم تسليم، ايستادگى در مقابل زياده‌خواهى و زورگویى از سوى ابرقدرتها و از سوى استكبار و عامل دوم، حضور هوشمندانه و مصمّمانه‌ى مردم وفادار. اگر اين دو از هم جدا مي شدند، اگر مسئولان نظام و مديران كشور بودند، امّا مردم در صحنه نبودند، يقيناً كار پيش نمي رفت. اگر مديران نظام دچار اختلال مي شدند در نيت خود، در تشخيص خود، در فهم خود، در تصميم‌گيرى خود در مقابل لشكر متراكم كفر و ضلالت كه در مقابل شان صف كشيده‌اند، يقيناً اين در اختلال نظام تأثير ميگذاشت؛ مردم را هم از صحنه خارج مي كرد. اين دو عامل با يكديگر هست، امروز هم هست و ان‌شاءالله در آينده هم خواهد بود. با وجود اين دو عامل، هيچ كدام از ضربه‌ها و ترفندها و كيدها و توطئه‌هاى دشمن در اين ملّت اثرى نخواهد گذاشت.»

  همانگونه که نبرد بدر و خیبر معادله‌ی میان مسلمین و مشركین را معكوس كرد امروز نیز معادلهای معکوس بر قرار است. تا قبل از عملیات بدر و خیبر، معادله به نفع مشركین و دشمنان بود و آنها از حربه‌های «ضربه زدن»، «مصادره‌ی اموال» و «تنگنای اقتصادی» استفاده می‌كردند؛ امّا بدر و خیبر این حربه‌ها را از دست آنها بیرون آورد. جبهه‌ی یهودی كه طراح اصلی و مغز متفكر مشركین بود، خود را علنی كرد و همه‌ی دار و ندارش را در منطقه‌ی خیبر جمع كرد تا با پیامبر اكرم (صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله) مقابله كند. و این حال امروز دشمنان ملت ایران و ملت‏ ها‏ی مسلمان جهان است که با همه‏ ی قوا و تدبیر به میدان آمدهاند. آن روز مؤمنینی كه تا پیش از این حتّی در مدینه و حومه با یهودیان درگیر نمی‌شدند، توانستند استحكامات یهودیان را دویست كیلومتر دورتر از مدینه محاصره كنند و این یعنی تفاوت موقعیت؛ روزی درون شهر محاصره می‌شدند و امروز دشمن را در برج و باروی خودمحاصره كردهاند. امروز نیز مشت‏ ها‏ی گره خورده‏ی ملت‏ ها‏ی محرومیت کشیده تمام بیعدالتی را نشانه رفته و اقتصاد و فرهنگ و هیمنه‏ ی درهم شکسته و پوشالی غرب را زیر سؤال برده است.

  آن روز در دوران بدر و خيبر، مسلمانان در شرايط دفاع نبودند و انديشهی اسلام رو به گسترش بود و از وضعيت تدافعي و سازماندهي خارج شده و به وضعيت انتشار و صدور انديشه وارد شده بود. شرايط امروز انقلاب اسلامي نیز همانگونه كه ولي امر مسلمين فرمودند، در شرایطی است كه نظام مقدس جمهوري اسلامي در اوج اقتدار بوده و حرف و انديش ی انقلاب از سوي ملت‌هاي مستقل و دولت‌هاي آزادي‌خواه و مخالف استكبار جهاني مورد پذيرش قرار مي‌گيرد. حال آن كه كشورهاي غربي هنوز تصور مي‌كنند با فشارهايي مانند تحريم‌هاي غير قانوني و تهديدهاي توخالي مي‌توانند ايران را در شرايط انزوا قرار دهند.

  امروز که هنگام فروریختن خیبر صهیونیسم جهانی است و طنین رسای پیروزی مسلمین و شكست زورگویان در همه‌ی جهان پیچیده است سردار معظم انقلاب نقشه‏ ی راه را این گونه ترسیم می‏ کنند: «اگر حادثه‌ى نوزده دى قم نميبود، آن حوادث گوناگون شهرستانها و سلسله‌ى اربعين‌ها كه مردم را به ميدان مبارزه كشاند، به وجود نمى‌آمد 22 بهمن به وجود نمى‌آمد، انقلاب اسلامى به پيروزى نميرسيد. انقلاب اسلامى به پيروزى رسيد، چالش با استكبار شروع شد، هيبت استكبار شكست، هيبت آمريكا و صهيونيسم شكست. اين شكسته شدن هيبت پوشالى ابرقدرتها  كه با هيبتِ خودشان بيش از واقعيت وجود خودشان در دنياى انسانها تصرف ميكنند مسلمانها را در كشورهاى مختلف به فكر انداخت و بيدار كرد، ايستادگى مردم ايران، مظلوميت ملت ايران در حوادث مختلف، در جنگ تحميلى، در دوران سختِ توأمان دفاع مقدس و تحريم اينكه ملت ايران اين جور محكم ايستادند، با ثبات پيش رفتند، ملّتها را تكان داد. اگر اين ثبات نبود، اگر اين ايستادگى نبود، اگر اين به چالش كشيدن هيبت دروغين ابرقدرتها نبود، ملّتها وارد ميدان نميشدند؛ بيدارى اسلامى به وجود نمى‌آمد؛ اگر استقامت بود، صبر بود، تداوم در راه بود، استمرار عمل بود، آن وقت همه‌ى خيرات و همه‌ى بركات بر آن مترّتب ميشود.
 ايستادگى شرط اول است. ملّتها در راهى كه شروع ميكنند، بايد استقامت كنند؛ «فلذلك فادع و استقم كما امرت» در قرآن كريم، دستور استقامت به نبى مكرم اسلام در جاهاى متعددى داده شده است؛ سرّش همين است. بايد ايستاد، بايد ثبات به‌خرج داد، بايد راه را گم نكرد، هدف را همواره در مقابل چشم داشت و به‌طور مستمر بايد پيش رفت. ملّت ايران اين تجربه‌ى بزرگ را امروز در مقابل ملتهاى ديگر قرار داده است؛ تجربه‌ى موفقيتِ ناشى از دو عامل بصيرت و صبر. بصيرت يعنى گم نكردن راه، اشتباه نكردن راه، دچار بيراهه‌ها و كجراهه‌ها نشدن، تأثير نپذيرفتن از وسوسه‌ى خنّاسان و اشتباه نكردن كار و هدف. و صبر يعنى ايستادگى». امّا نکته‏ی حساس دیگری که شیر بیشه ‏ها‏ی نبرد نرم با درایت به آن اشاره دارند فتنه‏ ها‏ و خدعه‏ ها‏یی پیش روست که دشمن را لحظه ای آرام نیست: «انتخابات مظهر حضور مردم و محصول آن، مظهر رأى مردم و خواست مردم است؛ بايد به آن احترام گذاشت. انتخابات بايد سالم باشد، رقابتى باشد. رقابت غير از خصومت است، رقابت غير از تهمت‌زنىِ متقابل است؛ اينها را بايد همه مواظب باشيم. رقابت اين نيست كه كسى اثبات خود را متوقّف بر نفى ديگرى بداند. رقابت اين نيست كه كسانى بيايند براى جلب نظر مردم، وعده‌هاى خلاف قانون اساسى، خلاف قوانين عادى بدهند؛ اينها نبايد باشد. كسانى كه وارد عرصه‌ى انتخابات ميشوند، چه از طرف مجريان و مسئولان، چه از طرف كسانى كه نامزد ميشوند، بايستى به آداب و شروط يك حركت عمومىِ سالم پايبند باشند، متعهد باشند؛ اين لازم است... نامزد انتخابات بايد با انگيزه‌ى خدمت وارد شود؛ اين را بايد تشخيص داد، بايد فهميد، بايد حدس زد... من مطمئنم كه اين انتخابات براى ملتهاى ديگر هم يك نشانه‌ است».

  بدون تردید دوباره اگر دشمنان هشدار‏ها‏ی این سردار بیدار و بیدارگر را نشنیده انگارند شکستی سخت پیشرو خواهند داشت از جنس در هم شکستن خیبر. 


 با اشاره به بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم پرشور قم به مناسبت سالروز 19 دی

  مدیر مسوول

شماره نشریه:  شمیم نرجس شماره 19


تعداد امتیازات: (0) Article Rating
تعداد مشاهده خبر: (457)

نظرات ارسال شده

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: